در آن ترديد مىنمايند .
حديث رد الشمس
س 114 : برخى تلاش كردهاند با دلايلى كه ذيلا نقل مىكنيم حديث ردّ الشمس « 1 » را انكار كنند :
اول : ممكن نيست كه حضرت على عليه السلام نماز خود را از اول وقت تا هنگام غروب خورشيد به تأخير بيندازد و نقل شده كه حضرت على عليه السلام نماز را حتى در سختترين شرايط و شديدترين موقعيتها و هنگام چكاچك شمشيرها و نيزهها و جنگ هم بر پاى مىداشت .
دوم : نگه داشتن خورشيد از حركت خود به سمت مغرب و يا برگرداندن آن از غرب به شرق ، بر حركت مدار ( فلك ) تأثير دارد و موجب به عقب افتادن هر چند اندك زمان مىگردد . چنين چيزى هم قابل اخفا نمىباشد اما در عين حال ، تاريخ نيز گزارش نداده كه مردمى چنين حادثه مهمى را ديده باشند .
سوم : در روايتى نقل شده كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حالت دريافت وحى ، به حضرت على عليه السلام تكيه داده بود كه در اين هنگام ، بىحال شد و تا غروب خورشيد به هوش نيامد . با اين همه ، چنين حادثهاى هم نمىتواند عذر شرعى به تأخير انداختن وقت نماز قلمداد شود .
ج : باسمه جلت اسمائه
قبح تأخير نماز از وقت معين آن به لحاظ فوت شدن نماز از
هامش
( 1 ) . حديث رد الشمس اين است كه در يك جنگى ، معركه به حدى شديد بود كه نقل مىشود حضرت نتوانست نماز بخواند تا متوجه شد آفتاب در حال غروب كردن است لذا امر كرد و خورشيد بازگشت و نماز خواند و اين را يكى از كرامات حضرت نقل مىكنند . .