آرى ، روايت بيانگر اين واقعيت تلخ ، و آوردن هيزم براى به آتشكشيدن خانه حضرت فاطمه ( عليها السلام ) كه گروهى از دوستداران اهل بيت در آن پناه جسته بودند ، در ميان
رهروان مذهب اهلبيت ( عليهم السلام ) مشهور و معروف است . . . تا مىنويسد : البته ما اين روايت را از طريق علماى اهل سنّت از جمله « بلاذرى » آورديم ، و روايات علماى شيعه در اين مورد بسيار است و هيچ اختلافى هم در ميان آنان در اين مورد نيست . « 1 »
مسعودى ، مؤلف كتاب معروف « مروج الذّهب » در كتاب ديگر خودش ، به نام « اثبات الوصيّة » چنين مىنويسد :
« پس ، طرفداران خليفه به سوى منزل اميرمؤمنان ( عليه السلام ) روى آوردند و بر آن خانه يورش بردند و با به آتش كشيدن درب خانه ، آن حضرت را زورمدارانه از خانهاش بيرون آوردند ، و سرور بانوان بهشت ، حضرت فاطمه ( عليها السلام ) را ميان در و ديوار فشردند تا فرزندش محسن را سقط نمود . . . « 2 » . » « 3 »
هامش
( 1 ) - تلخيص شافى / ج 3 / ص 76 .
( 2 ) - عباس عموى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از اميرمؤمنان ( عليه السلام ) پرسيد : چرا عمر از حقوق كارگزارانش ، به عنوان ماليات كاست ، امّا از حقوق و مزاياى « قُنفذ » چيزى نكاست و آن را بهطور كامل پرداخت ، آن حضرت بر گرد خويش نظاره كرد ، و در حالى كه جام ديدگانش لبريز از اشك گرديد و فروباريد ، در پاسخ او فرمود :
« شَكَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوطِ ، فَماتَتْ وَ فِى عَضُدِها أَثَرُهُ كَأَنَّهُ الدُّمْلُج »
پرداخت كامل حقوق « قنفذ » براى قدرشناسى از او بهخاطر تازيانههاى بيدادى بود كه بر پيكر حضرت فاطمه نواخت ؛ بهگونهاى كه وقتى دخت محبوب پيامبر جهان را بدرود گفت ، اثر آن تازيانه بيداد در بازوى او بسان بازوبند نمايان بود . كتاب سُليم بن قيس / ص 134 .
( 3 ) - اثبات الوصية / ص 122 .