فصل بيست و چهارم : روابط اجتماعى و آداب معاشرت
انسان موجودى است اجتماعى كه بخش بزرگى از زندگى وى را ارتباط با ديگران تشكيل مىدهد ، او در روابط اجتماعى خود از علم و تجربهء ديگران بهره جسته و تجربه و علم خويش را به ديگران مىآموزد ، از آنان ادب آموخته و به آنها ادب مىآموزد و به تعبيرى جامع از آنها سود برده و به آنها سود مىرساند ، و بدين جهت اسلام اجتماعى بودن انسان را بر عزلت و كنارهگيرى از جامعه ترجيح داده و دستورالعملهاى دينى از قبيل نماز جماعت و جمعه ، حج ، پرداخت واجبات مالى به نيازمندان ، صلهء رحم ، عيادت مريض ، تشييع پيكر فرد مؤمن ، ديدار دوستان و مانند آن را به گونهاى طراحى و تنظيم نموده است كه انسان مؤمن همواره در ارتباط با ديگران باشد و از احوال آنان با خبر شود . اما از سوى ديگر جامعه همچون اقيانوسى است كه علاوه بر نعمتها و زيبايىها ، خطرات و تهديدات فراوانى در آن وجود دارد ، از اينرو فرد با حضور در اجتماع در مقابل آفات متعددى قرار مىگيرد كه بايد با ظرافت و درايت از آنها فاصله گرفته و در صدد بر طرف نمودنشان برآيد . در اين جا به بيان دو امر مهم كه