به دست آوردن ثروتى كه مايهء فساد در زمين نباشد و باعث فراموش كردن ارزشهاى والاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقهء جنون آميز ثروتاندوزى نگردد و انسان را به خودبرتربينى و تحقير ديگران نكشاند و وسيلهاى باشد براى مرهم نهادن بر زخمهاى جانكاه محرومان ، نه تنها مذموم نيست بلكه امرى پسنديده است .
در طول تاريخ سرچشمهء غالب مفاسد اجتماعى ثروتمندان از خدا بىخبرى بودند كه در ناز و نعمت به سر برده و براى افزودن ثروت خويش به هر جنايت ضد انسانى دست مىزدند . در حديث پر معنايى از ابن عباس نقل شده : « وقتى نخستين سكهء درهم و دينار در جهان زده شد ابليس نگاهى به آنها كرد ، وقتى خوب به تماشاى آنها پرداخت ، آنها را برداشته و بر چشمانش نهاد سپس بر سينهاش چسبانيد . آنگاه فريادى از روى شادى كشيد ، و بار ديگر آنها را به سينه چسبانيد و گفت : شما نور چشم و ميوهء دل من هستيد ، وقتى انسانها شما را دوست بدارند برايم مهم نيست كه بتپرستى نكنند ، براى من همين بس است كه آنها شما را دوست داشته باشند . » « 1 » با توجه به آنچه گفته شد روشن مىگردد كه زهد و پارسايى هيچ منافاتى با كسب و درآمد حلال و به دست آوردن ثروت جهت تأمين نيازمندىهاى خود و ديگران نخواهد داشت ، آنچه ناپسند و مذموم است دلدادگى و دلبستگى به ثروت و مال دنياست به گونهاى كه انسان براى به دست آوردن آن حاضر باشد دست به هر كار زشت و غيراخلاقى زده و
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 70 ، ص 137 ، حديث 3