صداى اذان كه به هنگام نماز به طور مرتب در شبانهروز از گلدستههاى شهرهاى اسلامى طنينافكن مىشود ، همچون نداى آزادى و نسيم حياتبخش استقلال گوشهاى مسلمانان راستين را نوازش مىدهد و بر جان بدخواهان نگرانى و اضطراب مىافكند . شاهد اين كلام اعتراف صريح « گلادستون » يكى از سياستمداران طراز اول انگليس در عصر خودش مىباشد كه در برابر جمعى از مسيحيان چنين اظهار مىكند :
« تا هنگامى كه نام محمد در مأذنهها و گلدستهها بلند است و كعبه پابرجاست و قرآن رهنما و پيشواى مسلمانان است امكان ندارد پايههاى سياست ما در سرزمينهاى اسلامى استوار و برقرار گردد . » « 1 » ولى بايد توجه داشت همانطور كه باطن اذان و محتويات آن دلنشين و زيباست ، بايد آن را با صورتى زيبا و صدايى خوب ادا نمود . اينطور نباشد كه به خاطر صداى ناهنجار گويندهء اذان شيوايى اذان پايمال گردد . سعدى در ضمن داستانى كوتاه به اهميت اين مطلب چنين اشاره مىنمايد : « ناخوش آوازى به بانگ بلند قرآن همى خواند ، صاحبدلى بر او بگذشت ، گفت : ترا مُشاهره « 2 » چند است ؟ گفت : هيچ ، گفت : پس اين زحمت خود چندين چرا همى دهى ؟ گفت : از بهر خدا مىخوانم ، گفت :
از بهر خدا مخوان .
گر تو قرآن برين نَمَط « 3 » خوانى * ببرى رونق مسلمانى » « 4 »
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه ، ج 4 ، ص 438
( 2 ) - مشاهره : حقوق و دستمزد ماهيانه
( 3 ) - نَمَط : روش
( 4 ) - گلستان ، باب چهارم در فوايد خاموشى ، ص 187 ، حكايت 14