تو گردد . » « 1 » سعدى شاعر شيرين زبان شيراز در رابطه با سخن زيبا و حكيمانهء آن حضرت چنين مىگويد : « هر آن سرّى كه دارى با دوست در ميان مَنِه ، چه دانى كه وقتى دشمن گردد ؛ و هر گزندى كه مىتوانى به دشمن مرسان ، كه وقتى دوست گردد . »
به دوست گرچه عزيز است راز خود مگشاى * كه دوست نيز بگويد به دوستان عزيز « 2 »
7 - از عقل سليم و خرد بهرهمند باشد ؛ چرا كه دوست نادان و احمق انسان را ناخودآگاه به تباهى و بدبختى مىكشاند ؛ او ممكن است قصد خدمت به دوستش را داشته باشد ، اما در اثر حماقت او را به دردسر و زحمت زياد مىاندازد .
احمق ار حلوا نهد اندر لبم * من از آن حلواى او اندر تبم « 3 »
در سخنى از امام اول حضرت على عليه السلام اين گونه آمده است :
« عَدُوٌّ عاقلٌ خَيرٌ مِنْ صَديقٍ احْمَق » « 4 »
يعنى : دشمن دانا بهتر از دوست نادان است .
دوستى با مردم دانا نكوست * دشمن دانا بِه از نادانِ دوست
8 - با دشمن انسان همنشين و همدم نباشد ؛ زيرا چنين دوستى در حقيقت در رفاقتش با انسان خالص و يكرنگ نيست و به فرمودهء امام على عليه السلام با اين كارش در حق دوست خود دشمنى مىنمايد . « 5 »
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، بخش حكمتها ، حكمت 268 ، ص 410 .
( 2 ) - گلستان ، باب هشتم در آداب صحبت ، ص 259 ، شماره 10 .
( 3 ) - مولوى ، مثنوى معنوى ، دفتر چهارم .
( 4 ) - بحارالانوار ، ج 75 ، 12 ، حديث 70 .
( 5 ) - نهج البلاغه ، بخش حكمتها ، حكمت 295 ، ص 415 و 416