4 - با تمام وجود به سخنش بايد گوش داد و با ديگران در مجلس درس صحبت نكرد ، و چون با استاد سخن مىگوييم بهآرامى سخن گفته و صدايمان را بالاتر از صدايش قرار ندهيم .
5 - براى فراگيرى دانش در مقابل او زانو زده ، و پشت سر استاد جايى كه او مجبور شود براى نگاه كردن به ما در هنگام درس خود را به زحمت بيندازد ننشينيم .
6 - كارهايى كه با ادب و احترام سازگار نيست در محضر او انجام نگيرد ؛ مثلًا با چشم و يا ابرو به او و يا ديگران اشاره نشود .
7 - اگر جلسهء درس مقدارى طولانى شد دلتنگ و افسرده نشويم و با حركات خودمان مثل خميازه كشيدن و بازى با انگشتان عظمت درس و احترام استاد را از بين نبريم .
8 - اگر كسى از استاد دربارهء مسألهاى پرسشى نمود ، پيش از آن كه ايشان پاسخ دهد ما به جواب گفتن سؤال آن فرد اقدام ننماييم .
9 - هرگز از استاد بدگويى ننموده و اگر در حضور انسان در مجلسى از او بدگويى صورت گرفت از وى دفاع كنيم ، و اگر عيوبى از او سراغ داريم سعى در پوشانيدن آنها نموده و خوبىهايش را آشكار نماييم .
بزرگش نخوانند اهل خرد * كه نام بزرگان به زشتى بَرَد « 1 »
10 - عظمت مجلس درس و محضر استاد را با انجام گناهان از بين نبريم ؛ مثلًا در مجلس درس از ديگران غيبت ننماييم .
11 - با دشمنان استادمان به رفاقت و رفت و آمد نپرداخته ، و با دوستان
هامش
( 1 ) - گلستان ، باب اول در سيرت پادشاهان ، ص 98 ، حكايت 41