تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
« وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ انَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ اهْوائَهُمْ بَعْدَ الَّذى جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصيرٍ » « 1 » [ يهودان و نصارا از تو خوشنود نمىشوند تا به آيينشان گردن نهى . بگو : هدايت ، هدايتى است كه از جانبِ خدا باشد . اگر از آن پس كه خدا تو را آگاه كرده است از خواستهء آنها پيروى كنى ، هيچ ياور و مددكارى از جانبِ او نخواهى داشت . ] در نماز جمعهء قبلى كه من خدمتِ شما رسيدم ، در خطبهء دوم ، مطالبى در مورد مصالحه و همكارى با آمريكا ، خدمتِ شما عرض كردم و قول دادم كه بقيهء مطالب را ان‌شاءاللّه در نماز جمعهء آينده خدمتتان عرض كنم . اما در طول اين مدت ، به فضل و عنايت پروردگار ، جريان‌هاى بسيار بموقع و خوبى را ناظر بوديم كه ديگر زمينه‌اى براى آنچه من مىخواستم خدمتتان عرض كنم ، باقى نمانده است . در اين مدت ، مقام رهبرى با قاطعيت و روشنى و به طور مستدل ، بسيار عالى در بارهء مصالحه با آمريكا ، صحبت كردند . بعد از ايشان ، اعضاى هيئت دولت ، نمايندگان مجلس ، ائمهء جمعه ، نهادها ، دانشجويان و مردم ، همگى موضوعِ عدم تسليم و تأكيد بر استقلال در برابر آمريكا را پيگيرى نمودند . در نتيجه ، الحمد للّه پروندهء تسليم در برابر آمريكا بسته شد . البته در اثر جريان‌هاى اخير و گفته‌ها ، نوشته‌ها ، بيانات و اعلاميه‌هايى كه در بارهء مصالحه و تسليم در برابر آمريكا ابراز شدند ، روشن شد كه ديگر كسى نبايد در بارهء همكارى با آمريكا ، حرف بزند و چيز بنويسد . سخن گفتن در اين باره ، صلاح نيست . بر خلاف آرمان‌هاى انقلاب است . اظهار اين گونه مطالب ، مانند زهر براى جامعهء ما كشنده است . من فكر مىكنم كه بعضىها فهميدند كه ديگر نبايد در اين باره صحبت كنند و چيز بنويسند . به نظر من ، تنها يك نكته باقى مانده است كه آن را هم من خدمتتان عرض مىكنم . آن نكته ، اين است كه ديگر نه تنها بايد در بارهء مصالحهء با آمريكا صحبت نكنند و چيزى ننويسند ، بلكه حتى بايد در اين باره ، فكر هم نكنند . بعضىها ممكن است با خود چنين فكر كنند كه ما داراى مشكلات اقتصادى و سياسىِ مختلفى هستيم . امّ الفساد ، آمريكا است . او اين مشكلات را خلق مىكند . مىتراشد و به ما تحميل مىكند . ما را محاصرهء اقتصادى مىكند ، عليه ما دروغ‌پراكنى مىكند ، به ما تهمت مىزند ، ثروت‌هاى ما را بلوكه كرده است . به طور پيوسته ، از نظر سياسى عليه ما شيطنت مىكند و خلاصه در هر موردى براى ما اسبابِ زحمت مىشود . با توجه به اين شرايط ، چه ايرادى دارد كه ما با آمريكا كنار بياييم تا نه تنها كارى با ما نداشته باشد و ما را به حالِ خود رها كند ، بلكه شايد كمك‌هايى هم به ما بكند ؟ صحبت كردن و مقاله‌نويسى در اين باره ، چه اشكالى دارد و چرا گفته مىشود كه اين گونه سخنان ، زهرِ كشنده است . عرض من اين است كه ما در بارهء آمريكا نبايد چنين سخنانى را بر زبان بياوريم و حتى در محافل خصوصى و خانوادگى و خطاب به همسر و فرزندانمان نيز نبايد چنين اظهاراتى بكنيم . بالاتر از آن ، حتى در اين باره ، فكر هم نكنيم . اين درست است كه مملكتِ ما داراى برخى مشكلات اقتصادى و غير اقتصادى
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 120 .