تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
داده است ! وقتى كه انسان‌ها بنيادگرا نباشند ، اين گونه در اعتقاد و عمل ، دچار تضاد مىشوند . اين تضاد و سرگردانىِ انديشه‌اىِ دنياى غرب نشان مىدهد كه انسان‌ها هر چند از عقل بهره‌مند هستند ، به دعوتِ انبيا نيز نيازِ بسيار ضرورى دارند . اين همان نعمتى است كه خداوند مىفرمايد : « لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولًا مِنْ انْفُسِهِمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ انْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفى ضَلالٍ مُبينٍ » « 1 » [ خدا بر مؤمنان انعام فرمود آنگاه كه از خودشان به ميانِ خودشان پيامبرى مبعوث كرد تا آياتش را بر آنها بخوانَد و پاكشان سازد و كتاب و حكمتشان بياموزد هر چند پيش از آن در گمراهىِ آشكارى بودند . ] امروزه با كمكِ علم ، جناياتى مرتكب مىشوند كه پيش از اين حتى يك درصدِ آن نيز صورت نمىگرفت . اين هم نشان مىدهد كه علم نيز به تنهايى براى سعادت بشر كافى نيست و انسان را از وحى بى نياز نمىكند . غربىها مىگويند قوانين اسلام خشن است . من يك مورد از برخوردِ آنها و برخورد اسلام را مقايسه مىكنم تا ببينيم كدام يك خشن‌تر است . آمريكايىها وقتى فهميدند كه قرار بوده است بوش را در كويت ترور كنند ، با موشك به بغداد حمله كردند و مردم غير نظامى بغداد را به طور دسته‌جمعى كشتار كردند و به آتش كشيدند . در صدر اسلام نيز فردى به نام « وحشى » به « حمزه » عموى گرامى و محبوب پيامبر صلى الله عليه و آله حمله كرد و او را به طرز فجيعى كُشت و سينهء او را شكافت و جگرش را از قفسهء سينه بيرون آوَرْد . پيامبر صلى الله عليه و آله از شهادتِ مظلومانه و دلخراشِ عموى عزيز خود ، بسيار ناراحت شدند . پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر اين حادثه چه واكنشى نشان دادند ؟ آيا دستور دادند كه وحشى و تمام افراد طايفه‌اش كشته شوند ؟ خير ، وحشى خدمتِ پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد : من مىخواهم توبه كنم . آيا توبهء من قبول است ؟ رسول الله صلى الله عليه و آله فرمودند : آرى ، توبهء تو پذيرفته مىشود . وحشى پرسيد : آيا ديگر من قصاص نخواهم شد ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : خير ، قصاص نخواهى شد . پيامبر صلى الله عليه و آله تنها يك تقاضاى اخلاقى از وحشى كرد و به او فرمود : در مدينه زندگى نكن تا من زياد تو را نبينم ؛ چون هر وقتْ تو را مىبينم ، خاطرهء عمويم « حمزه » در نظرم تجديد مىشود و بسيار غمگين مىشوم . ببينيد ! وحشى ، عموى پيغمبر صلى الله عليه و آله را كشت ، كمر اسلام را شكست ؛ اما پيامبر صلى الله عليه و آله با او اين گونه برخورد كرد . غربىها به اين برخورد مىگويند خشونت ؛ اما وقتى خودشان موشك بر سرِ مردم فرو مىريزند و آنها را به طور دسته‌جمعى كشتار مىكنند ، كارشان خشونت نيست ! ! اين تضاد در انديشهء غربىها ناشى از آن است كه غربىها از وحى دور شده‌اند و اگر كسى بخواهد راه خدا را برود ، به او بنيادگرا و اصول‌گرا مىگويند و در حدّ توانشان سرِ بنيادگرايان را مثل گوسفند مىبُرند . هر چند اين بحثْ هنوز ادامه دارد ، چون هوا گرم است ، من اين خطبه را بيشتر ادامه نمىدهم . ان‌شاءالله اگر عمر و فرصت و توفيقى وجود داشت ، بقيهء مطلب را در جلساتِ آينده ، خدمتتان عرض مىكنم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعَصْرِ انَّ الانْسانَ لَفى خُسْرٍ الَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 164 .