نيست كه شما توانستهايد يك شكمِ سير ، غذا بخوريد . شما گرسنگانى بوديد كه غذايى گيرتان نمىآمد كه بخوريد . به خدا حتى اگر دويست سال بعد از اين هم نزد من مىآمديد ، دوست داشتم افراد ديگرى را به جاى شما انتخاب كنم و راه خود را گرفت و رفت .
در منزل بعدى ، جمع ديگرى از سران مسلمانان با همان وضعِ سران شام به استقبال خليفه و همراهانش آمدند . در اينجا خليفه ناراحت شد و دستور داد كه لباسهاى آنها را بيرون بياورند و آتش بزنند .
در منزل سوم ، ابو عبيدهء جرّاح با جمعى از سران و ارتش اسلام با لباس ساده از خليفه استقبال كردند . خليفه استقبالِ آنها را پذيرفت و با آنها معانقه نمود . وقتى كه خليفه مىخواست وارد شهر شود ، به ايشان گفتند :
مناسب نيست كه شما با اين شتر و اين لباس ژندهء وصلهدار وارد شهر شويد . اجازه دهيد تا لباس و مَركبِ ديگرى براى شما بياوريم .
اسب و لباسى از جنسِ كتانِ مصرى براى خليفه آوردند . خليفه لباسش را عوض كرد ، سوار اسب شد و به سوى فلسطين حركت نمود . هنوز چند قدم بيشتر نرفته بود كه باز گشت و لباس و مركبِ خود را عوض كرد و با همان لباس و شتر اوّل ، به سمتِ فلسطين حركت نمود . وقتى كه خليفه وارد فلسطين شد ، مردم فلسطين كه حاكمان ثروتمندِ فراوانى را ديده بودند ، ديدند خليفهء مسلمانان در حالى كه لباس ژندهء وصلهدارى پوشيده و بر شترى سوار است ، آمده است .
مردم فلسطين دور خليفه حلقه زدند و به ايشان گفتند : به ما اماننامه بدهيد .
خليفه خودش آن اماننامه را امضا كرد و به آنها تحويل داد . آنها هم در عوض ، كليد بيت المقدس را تحويل دادند . در آن اماننامه ، نوشته شده بود كه جان ، مال ، مذهب ، و معابد مردم فلسطين در امان است و هيچ كس حقّ اجحاف به آنها را ندارد و بايد با زائرانى كه از جاهاى ديگر براى زيارتِ قبر مسيح مىآيند ، با كمال احترام برخورد شود .
آن اماننامه همچنان محترم بود و تا دورهء هارون الرشيد به آن عمل مىشد . در دورهء هارون الرشيد ، مردم فلسطين ، نامهاى به وى نوشتند و به او گفتند : ديگر به آن اماننامه عمل نمىشود و زائران قبر مسيح عليه السلام را اذيت مىكنند . هارون الرشيد دستور داد تا آن اماننامه را مجدداً احيا كردند و بر طبقِ آن عمل نمودند .
اسلام اين گونه با مردم ساير كشورها و مذاهب ديگر برخورد كرد و خدمات بسيار بزرگى به عالَم انسانيت ارائه نمود .
دين اسلام در همان چهار تا پنج قرن اولِ ظهور خود ، مفاخر علمى و فرهنگىِ بسيار بزرگى تربيت نمود . بيشتر مفاخر علمى و فرهنگىِ ما ، مانند فارابى ، بوعلى سينا ، زكرياى رازى ، عمر خيام ، اخوان الصفا ، ابن جنيد ، ابن ابى عقيل ، شيخ مفيد ، شيخ طوسى و سيد مرتضى همه مربوط به آن دوره هستند .
مسلمانان در آن دوره پايهگذار علوم مختلف و پيشقراولِ تمدن بودند و به گونهاى عمل مىكردند كه نزديك بود از نظر علمى و فرهنگى و تمدن ، اروپا را تسخير كنند .
تا اينكه مسيحيت به فكر مقابله با اسلام افتاد و در سال 1090 م . لشكركشىِ صليبىها عليه مسلمانان آغاز شد .
فرانسه ، انگلستان ، آلمان ، ايتاليا ، صربستان ، و خلاصه تمام اروپا دست به دستِ هم دادند و جنگهاى صليبى را به راه انداختند . در دورهء جنگهاى صليبى ، در مدت دويست و هشتاد سال ، اروپائيان هشت بار به مناطق مسلماننشين حمله كردند .
اروپائيان در ضمن جنگهاى صليبى ، جنايات فراوانى مرتكب شدند . تا آنجا كه به
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 768
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٧٦٨