تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
ضعبف‌تر مىشويم و دشمنان خدا بر ما مسلط مىشوند . تنها راه حل و راه چارهء مشكلات امروز مسلمانان و جهان اسلام ، بازگشت به سوى وحدت ، اتحاد و هماهنگىِ مسلمانان جهان با يكديگر در برخورد با مشكلات است . اگر پنجاه كشور اسلامى با يكديگر متحد شوند و براى حلّ مشكلاتشان دور هم جمع شوند ، دشمنان اسلام حسابِ كار خود را مىكنند و دست از اجراى بسيارى از توطئه‌هايشان بر مىدارند . خداوند متعال مىفرمايد : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ اعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ اخْواناً » « 1 » [ و همگان دست در ريسمانِ خدا زنيد و پراكنده مشويد و از نعمتى كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد : آن هنگام كه دشمنِ يكديگر بوديد و او دل‌هايتان را به هم مهربان ساخت و به لطفِ او برادر شُديد . ] برادران عزيز ! خواهش مىكنم توجه فرماييد ! ما امروز گرفتار مشكلاتِ فراوانى هستيم . اگر مسلمانان جهان دست به دستِ يكديگر ندهند و با يكديگر هماهنگ و متحد نشوند و به اسلام رو نياورند ، روزگار ما به مراتب بدتر خواهد شد و بايد انتظار روزهاى بسيار بدى را براى اسلام و مسلمانان بكشيم . برادران و خواهران گرامى ! اسلام سال‌ها و قرن‌هاى افتخارآميزى را سپرى كرده است . در مدت چهار تا پنج قرن ، دين اسلام قسمت‌هاى مهمّ دنيا را فرا گرفت . در آسيا از بحر احمر تا ديوار چين ، در آفريقا از رود نيل تا اقيانوس اطلس و در اروپا از جبل الطارق تا درّهء قارون و جزاير مديترانه و جنوب ايتاليا پيشروى كرد . بايد توجه كنيم كه پيشروى اسلام مانند غارتگرىِ اقوام وحشى يا جهان‌گشايىِ پادشاهان نبود كه به هر جا قدم مىگذاشتند ، جز قتل ، غارت ، كشتار و اسارت ، اثر و نتيجه‌اى بر جاى نمىگذاشتند . اسلام به هر جا مىرفت ، با خود تمدن و معارف را به ارمغان مىبُرد و با مردم و ساكنان مناطق مختلف ، برادرانه برخورد و زندگى مىكرد . يك نمونهء بسيار كوچك ، پيشروىِ اسلام در فلسطين بود . وقتى كه ابو عبيدهء جرّاح با لشكر اسلام براى فتح فلسطين رفت ، مردم فلسطين حاضر شدند بدون جنگ كليد فلسطين را تقديم كنند ، مشروط بر اينكه خليفهء مسلمانان خودش امان‌نامه بنويسد و حضوراً آن را امضا كند . لشكريان اسلام ، جريان را به خليفه گزارش دادند . خليفه پس از شور و مشورت با اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله همراه زبير بن عوام ، عمرو بن قيس و عمرو بن مالك قبيسى به سوى فلسطين حركت كرد . در طول راه ، خليفه سوار بر شترى بود كه بارِ آن شتر ، گندمِ بو داده و خرما بود . هر وقت گرسنه مىشدند ، مقدارى از بارِ شتر را بر مىداشتند و مىخوردند . خليفه خود در اين سفر ، لباس ژنده‌اى پوشيده بود كه چند وصلهء ناجور داشت . وقتى خليفه و همراهانش در وسطِ راه به نزديكىهاى شام رسيدند ، رؤسا و امراى ارتش اسلام در شام به پيشبازِ خليفه آمدند . آنها لباس‌هاى حريرِ زربافت به سبك رومى پوشيده بودند و نشان‌هاى تزيينى با خود داشتند . وقتى جلوِ خليفه رسيدند و خليفه وضعِ آنها را ديد ، بسيار ناراحت شد . خليفه به آنها گفت : هنوز دو سال بيشتر
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 103 .