تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
مىبَرَد . بقيهء مظاهر مادّىِ زندگى نيز هر كدام به نوعى شيرين و لذت‌بخش هستند و زندگى را براى انسان ، جالب و زيبا مىكنند . اما اين خيال و برداشت ، يك برداشتِ سطحى و غير عميق است . انسان اگر دقيق بررسى كند ، متوجه مىشود كه ماديات نمىتواند زندگى را اين همه جالب و خواستنى و زيبا بنمايد . از مادّه و مادياتْ جهل ، نادانى ، محدوديت ، تاريكى و كورىِ دل به وجود مىآيد . اگر گمان شود كه اينها عوامل زيباى زندگى هستند ، اشتباه است . آن كه زندگى را براى انسان‌ها لذت‌بخش و زيبا كرده ، مهر و محبت و عشق و احساس و عاطفه و عدالت است . اينها هستند كه اين همه زيبايى و شكوه به زندگى مىدهند . چنان كه خداى سبحان مىفرمايد : « وَ اللَّهُ عِنْدَه حُسْنُ الْمَآبِ » « 1 » [ در حالى كه بازگشتگاهِ خوبْ نزد خدا است . ] به همين دليل ، همهء انبيا ، دانشمندان و متفكرانِ صالح و مصلحان همگى معتقدند كه اگر معنويات در زندگى وجود نداشته باشد ، زندگى ارزش و تحملِ سختىها و مشكلات را ندارد . تنها در صورتى كه زندگى در تسخير معنويات باشد ، فكر و وجدانِ انسانْ سالم ، قلبِ او راضى ، و دلِ او اميدوار است . انبيا ، عقلاى عالَم و فكرِ سالم ، انسان را به سوى معنويات دعوت مىكنند . زندگى وقتى زيبا ، خوب ، جالب و لذت‌بخش است كه همراه با معنويات باشد . معنويات به زندگى مهر ، محبت ، فكر و وجدان سالم و آرام و خوشنودى از گذشته و اميد به زندگىِ آينده مىدهد . زندگى در پرتو معنوياتْ شيرين است ؛ زيرا در اين صورت ، انسان نه فريادِ ظالمى را مىشنود و نه نالهء مظلومى را . نه مستضعفى در جامعه وجود دارد و نه مستكبرى . اين گونه زندگى كردن ، همان زندگى است كه اسلام و انبيا به ما نشان داده‌اند . در ميان اديان مختلف ، دين اسلام از نظر معنويات ، قوىترين و غنىترين مكتبى است كه ما مىشناسيم . به عنوان نمونه ، مرحوم علامه طباطبائى مىفرمودند : وقتى من با پرفسور هانرى كُربَن آشنا شدم ، ديدم او در ميان مكتب‌ها و مذهب‌هاى مختلف ، هر جا كه روزنه‌اى به روشنايى به نظرش رسيده ، به آن روزنه سر زده است و با رهبران فكرىِ آنها نشست و برخاست نموده و خلاصه با همهء اديان و مكتب‌هاى مختلفْ آشنا گشته و سپس مسلمان شده است . من از ايشان پرسيدم : آيا هانرى كُربَن شيعه بود ؟ مرحوم علامه طباطبائى فرمودند : به نظر من ، او شيعه بود . از ايشان پرسيدم : چه چيزى سبب شده بود كه اين پرفسورِ فرانسوى با آن مقام علمى و آن همه امكانات ، مجذوبِ اسلام گردد ؟ مرحوم علامه طباطبائى فرمودند : من از خود پرفسور هانرى كُربَن پرسيدم كه چه چيزى شما را به اسلام جذب كرد ؟ وى گفت : معنوياتى كه در اسلام وجود دارد ، مرا به خود جلب نموده است . من در ميان اديان مختلف ، زياد جستجو كرده‌ام . بقيهء جنبه‌هاى اسلام را مىتوان كم و بيش در اديان ديگر يافت ؛ اما من معنويات ، عشق و عرفانى را كه در اسلام وجود دارد ، در جاى ديگرى سراغ ندارم . همچنين علامه طباطبائى مىفرمود : من به پرفسور هانرى كُربَن گفتم : در دين اسلام ، انسانْ آزاد است كه هر وقت بخواهد با خداوند خلوت كند ، دعا بخواند و به راز و
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 14 .