تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
يك زندان نگه نمىداشتند و پى در پى زندانِ او را عوض مىكردند . هر وقت كه ايشان را در يكى از زندان‌ها ، زندانى مىكردند ، پس از مدتى زندانبانان تحت تأثير معنويتِ ايشان قرار مىگرفتند و به ايشان ارادت پيدا مىكردند . دستِ ايشان را مىبوسيدند و براى برآورده شدنِ حاجاتشان به ايشان متوسل مىشدند . سرانجامْ هارون ، حضرت امام موسى بن جعفر عليه السلام را به زندان « سِندى » كه خبيث‌ترين و سنگدل‌ترين زندانبانانِ دورهء هارون بود ، منتقل كرد . حضرت موسى بن جعفر عليه السلام در زندان سِندى ، از شدتِ سختى و مشقت ، دعا كرد و گفت : اى خدايى كه شير را از بدن حيواناتِ شيرده نجات مىدهى و بيرون مىآورى ! اى خدايى كه بذر را از زير خاك نجات مىدهى و بيرون مىآورى ! مرا هم از زندان هارون ، نجات بده . هارون حتى پس از اينكه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام را به زندان سِندى منتقل كرد ، باز هم خيالش راحت نشد . روزى به وزرايش گفت : من از فكر موسى بن جعفر ناراحت هستم و شب‌ها آرام و خوابِ راحت ندارم . يا او بايد باقى بمانَد و يا من . تصميم گرفتند حضرت موسى بن جعفر عليه السلام را مسموم كنند . ايشان را مسموم نمودند و در گوشهء زندان ، جان به خداوند تسليم كرد . بنى عباس مىدانستند كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام در ميان مردمْ محبوبيتِ فراوان دارد . از ترسِ شورش افكار عمومى ، تصميم گرفتند استشهادنامه‌اى تنظيم كنند و از افراد محترمِ جامعه امضا بگيرند كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به مرگِ طبيعى مُرده است . به همين منظور ، احمد بن حنبل را كه مُفتى شهر بود ، احضار كردند و به او گفتند : بدن موسى بن جعفر را ببين كه هيچ زخمى در آن نيست و او به مرگِ طبيعى فوت كرده است ، و بر اين مطلبْ شهادت‌نامه بنويس . احمد بن حنبل گفت : مرگ ايشان مشكوك است . شما توطئه‌اى به كار برده‌ايد . من شهادت نمىدهم كه مرگِ ايشان طبيعى بوده است . احمد بن حنبل را به چوب بستند كه از او امضا بگيرند . گفت : من اين مطلب را امضا نمىكنم . ان‌شاءالله خداوند به حقّ مقامِ قُرب حضرت موسى بن جعفر عليه السلام و به احترامِ روز شهادتِ ايشان ، مشكلات همهء مسلمانان را بر طرف كند و نظام جمهورى اسلامى ايران را از همهء توطئه‌ها و نقشه‌هاى دشمنان نجات دهد . من مىخواستم در اين خطبه ، در بارهء وضعيت امروز مسلمانان در دنيا ، برايتان صحبت كنم ؛ اما هم حالم چندان مساعد نيست و هم وقت كم كم در حالِ تمام شدن است . بنا بر اين سخنانم را كوتاه مىكنم . برادران و خواهران گرامى ! امروز جهان اسلام با دو وضعيتِ جداگانه روبرو است كه يكى بسيار شادىبخش و ديگرى بسيار نگران كننده است . وضعيتى كه براى ما خوشحال كننده و براى دشمنانمان نگران كننده است ، بيدار شدنِ امت‌هاى اسلامى و جوامع مسلمانان در سرتاسر دنيا است . در دنيا يك ميليارد نفر مسلمان زندگى مىكند . اين عده اگر غافل ، خواب‌آلوده و بى اطلاع باشند ، اثرشان حتى از ده نفر انسانِ بيدار هم كمتر است . اما به فضل پروردگار ، مسلمانان در كشورهاى مختلف بيدار شده‌اند . در حجاز وضعيت به گونه‌اى بود كه هيچ كس جرأت نمىكرد ضريح رسول اكرم صلى الله عليه و آله را ببوسد زيرا با شلاق بر فرقِ سرش مىكوبيدند . كسى جرأت نداشت به ضريح ، دست بزند زيرا مىترسيد كه دستش