تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
مطابق با واقعيت باشد يا مطابقِ باور و عقيدهء گوينده ؟ در بارهء صدق و كذب ، اين گونه مباحث را به طور مفصل بحث كرده‌اند . اگر آيات قرآن در بارهء صدق و كذب را مطالعه كنيم ، مىبينيم كه قرآن موارد صدق و كذب را بسيار وسيع‌تر از آنچه اديبان گفته‌اند ، مىداند ؛ زيرا قرآنْ صدق و كذب را تنها مخصوصِ جملات خبرى نمىداند ، بلكه از نظر قرآنْ جملات انشائى هم كه شامل وعده ، وعيد ، قَسَم ، تمنّا ، ترجّى ، امر و نهى هستند نيز مىتوانند صادقانه يا كاذبانه باشند . همچنين از نظر قرآن ، گاهى اوقات صدق و كذب مربوط به امورِ فراتر از سخنْ مانند مسائل فكرى ، عملِ انسان و مسائل درونِ انسان نيز مىشود . اكنون بعضى از آيه‌هاى قرآن را كه در آنها صدق در معانى مختلفى به كار رفته است ، برايتان تلاوت مىكنم . خداوند سبحان مىفرمايد : « قَدْ صَدَّقْتَ الرُّءْيا » « 1 » [ خوابت را به حقيقت پيوستى . ] « وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ » « 2 » [ خدا به وعده‌اى كه با شما نهاده بود ، وفا كرد . ] « مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ » « 3 » [ از مؤمنانْ مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند ، وفا كردند . ] « وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا انَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ » « 4 » [ و مؤمنان را بشارت ده كه در نزد پروردگارشان پايگاهى رفيع دارند . ] « وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى » « 5 » [ و آن بهترين را تصديق كرد . ] « رَبِّ ادْخِلْنى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْقٍ » « 6 » [ اى پروردگار من ! مرا به راستى و نيكوكارى داخل كن و به راستى و نيكويى بيرون بر . ] « فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ » « 7 » [ در جايگاهى پسنديده نزد فرمانروايى توانا . ] در بارهء كذب نيز مانند صدق ، موارد استعمال آن از نظر قرآن ، بسيار گسترده‌تر از موارد استعمالى است كه در ادبياتْ گفته شده است . « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى » « 8 » [ دل ، آنچه را كه ديد دروغ نشمرْد . ] « وَ جاؤُوا عَلى قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ » « 9 » [ جامه‌اش را كه به خونِ دروغين آغشته بود ، آوردند . ] « انْ ارَدْنا الَّا الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ انَّهُمْ لَكاذِبُونَ » « 10 » [ ما را قصدى جز نيكوكارى نبود و خدا شهادت مىدهد كه ايشان دروغ مىگويند . ] همچنان كه ديديم ، در قرآن شريفْ صدق و كذب در مورد عمل ، نيّت ، فكر و گفتار به كار برده شده است و موارد استعمال آن ، از آنچه در ادبيات گفته شده ، بسيار وسيع‌تر است . يكى از لطايفى كه در قرآن وجود دارد ، اين است كه خداوند صدق را به خودش و به رسول الله صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام و يوسف عليه السلام و پيامبران عليهم السلام و پرهيزكاران و اهل بهشت و عبادت گزاران نسبت داده است و صدق را « كَلِمَةُ الرَّب » يا كلام خداوند خوانده است .
هامش
( 1 ) - سورهء صافّات ( 37 ) ، آيهء 105 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 152 . ( 3 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 23 . ( 4 ) - سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 2 . ( 5 ) - سورهء ليل ( 92 ) ، آيهء 6 . ( 6 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 80 . ( 7 ) - سورهء قمر ( 54 ) ، آيهء 55 . ( 8 ) - سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 11 . ( 9 ) - سورهء يوسف ( 12 ) ، آيهء 18 . ( 10 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 107 .