مطابق با واقعيت باشد يا مطابقِ باور و عقيدهء گوينده ؟ در بارهء صدق و كذب ، اين گونه مباحث را به طور مفصل بحث كردهاند .
اگر آيات قرآن در بارهء صدق و كذب را مطالعه كنيم ، مىبينيم كه قرآن موارد صدق و كذب را بسيار وسيعتر از آنچه اديبان گفتهاند ، مىداند ؛ زيرا قرآنْ صدق و كذب را تنها مخصوصِ جملات خبرى نمىداند ، بلكه از نظر قرآنْ جملات انشائى هم كه شامل وعده ، وعيد ، قَسَم ، تمنّا ، ترجّى ، امر و نهى هستند نيز مىتوانند صادقانه يا كاذبانه باشند .
همچنين از نظر قرآن ، گاهى اوقات صدق و كذب مربوط به امورِ فراتر از سخنْ مانند مسائل فكرى ، عملِ انسان و مسائل درونِ انسان نيز مىشود . اكنون بعضى از آيههاى قرآن را كه در آنها صدق در معانى مختلفى به كار رفته است ، برايتان تلاوت مىكنم .
خداوند سبحان مىفرمايد :
« قَدْ صَدَّقْتَ الرُّءْيا » « 1 »
[ خوابت را به حقيقت پيوستى . ]
« وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ » « 2 »
[ خدا به وعدهاى كه با شما نهاده بود ، وفا كرد . ]
« مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ » « 3 »
[ از مؤمنانْ مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند ، وفا كردند . ]
« وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا انَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ » « 4 »
[ و مؤمنان را بشارت ده كه در نزد پروردگارشان پايگاهى رفيع دارند . ]
« وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى » « 5 »
[ و آن بهترين را تصديق كرد . ]
« رَبِّ ادْخِلْنى مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ اخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْقٍ » « 6 »
[ اى پروردگار من ! مرا به راستى و نيكوكارى داخل كن و به راستى و نيكويى بيرون بر . ]
« فى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ » « 7 »
[ در جايگاهى پسنديده نزد فرمانروايى توانا . ]
در بارهء كذب نيز مانند صدق ، موارد استعمال آن از نظر قرآن ، بسيار گستردهتر از موارد استعمالى است كه در ادبياتْ گفته شده است .
« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى » « 8 »
[ دل ، آنچه را كه ديد دروغ نشمرْد . ]
« وَ جاؤُوا عَلى قَميصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ » « 9 »
[ جامهاش را كه به خونِ دروغين آغشته بود ، آوردند . ]
« انْ ارَدْنا الَّا الْحُسْنى وَ اللَّهُ يَشْهَدُ انَّهُمْ لَكاذِبُونَ » « 10 »
[ ما را قصدى جز نيكوكارى نبود و خدا شهادت مىدهد كه ايشان دروغ مىگويند . ]
همچنان كه ديديم ، در قرآن شريفْ صدق و كذب در مورد عمل ، نيّت ، فكر و گفتار به كار برده شده است و موارد استعمال آن ، از آنچه در ادبيات گفته شده ، بسيار وسيعتر است .
يكى از لطايفى كه در قرآن وجود دارد ، اين است كه خداوند صدق را به خودش و به رسول الله صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام و يوسف عليه السلام و پيامبران عليهم السلام و پرهيزكاران و اهل بهشت و عبادت گزاران نسبت داده است و صدق را « كَلِمَةُ الرَّب » يا كلام خداوند خوانده است .
هامش
( 1 ) - سورهء صافّات ( 37 ) ، آيهء 105 .
( 2 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 152 .
( 3 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 23 .
( 4 ) - سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 2 .
( 5 ) - سورهء ليل ( 92 ) ، آيهء 6 .
( 6 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 80 .
( 7 ) - سورهء قمر ( 54 ) ، آيهء 55 .
( 8 ) - سورهء نجم ( 53 ) ، آيهء 11 .
( 9 ) - سورهء يوسف ( 12 ) ، آيهء 18 .
( 10 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 107 .