تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
در مورد تقيه و اكراه ، مشهور است كه گفته مىشود : انسان در حال تقيه و اكراه ، بسيارى از گناهان را مىتواند مرتكب شود ؛ اما تبرّى از امام عليه السلام را حتى به قيمتِ كشته شدن نيز نمىتوان مرتكب شد . من اخيراً در بارهء اين مسئله در قم مطالعه مىكردم . ديدم شخصيت فقهىِ بزرگى مانند صاحب جواهر در مسئله گير كرده و فرموده است تبرّى جايز نيست ؛ اما ما نمىتوانيم بگوييم ادلّهء تقيه و اكراهْ تخصيص خورده است . در پايانْ مسئله را اين گونه جمع‌بندى مىكند كه مىگويد : درست است كه ما رواياتى مبنى بر حرام بودنِ تبرّى داريم ؛ اما رواياتِ ديگرى نيز داريم كه از جهتِ سند و دلالت ، صحيح‌تر و واضح‌تر است و بر جوازْ دلالت مىكند . بنا بر اين در مقامِ تعارض ، به روايتِ جواز عمل مىكنيم . من به روايات ، نگاه كردم . ديدم رواياتى كه بر عدم جوازْ دلالت مىكند ، بسيار زياد است . حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد : اگر مجبور شديد كه مرا سبّ كنيد و به من ناسزا بگوييد ، به من ناسزا بگوييد اما از من تبرّى نكنيد ؛ زيرا من بر دينِ فطرت هستم . عبارت چنين است : « فَانّى عَلى دينِ الْفِطْرَةِ . » « 1 » در برخى روايات ، نقل شده است كه از معصوم عليه السلام پرسيده شد : اگر جانِ من به خطر بيفتد ، چه كار كنم ؟ معصوم عليه السلام فرمود : گردنت را دراز كن ؛ يعنى خطرِ كشته شدن را بپذير ، اما حقّ تبرّى ندارى . با اين لحنِ روايات ، صاحب جواهر چگونه مىگويد كه رواياتِ جواز ، مقدّم هستند ؟ من مقدارى اين مسئله را بررسى كردم . متوجهِ نكته‌اى شدم كه براى خودم جديد بود . متوجه شدم كه رواياتى كه بر حرمتِ تبرّى دلالت مىكنند ، همگى از حضرت على عليه السلام نقل شده‌است و رواياتى كه بر جواز تبرّى ، دلالت مىكنند از امام باقر و امام صادق و ساير ائمه عليهم السلام نقل شده است . حضرت على عليه السلام نيز در روايات مربوط به حرمتِ تبرّى ، نمىگويد تبرّى نكنيد بلكه مىگويد : از من تبرّى نكنيد . مطلبْ روشن است . معاويه گروهى مزدور را اجير كرده بود كه بگويند : على مسلمان نيست . نماز نمىخواند . مسجد نمىرود . با قرآن آشنا نيست و . . . مزدوران معاويه آنچنان بازار تبليغات ضد امام على عليه السلام را گرم كرده بودند كه بعضىها اين تبليغات را باور كرده بودند و وقتى شنيدند كه حضرت على عليه السلام در هنگام نماز خواندن در مسجد ، كشته شده است ، بسيار حيرت‌زده شدند و گفتند : مگر على به مسجد مىرفت ؟ ! مگر على نماز مىخوانْد ؟ ! معلوم شد كه امير المؤمنين عليه السلام در آن دورهء خاص كه معاويه عليه ايشان توطئه كرده بود تا شخصيتِ ايشان را تخريب و ترور كند ، فرموده است : شما از من تبرّى نكنيد و مواظب باشيد كه مبادا به توطئهء معاويه كمك كنيد . مسلمانْ تقيه مىكند ، اما به توطئهء دشمنْ كمك نمىكند . برادران و خواهران گرامى ! الان دشمنان ما بيدار ، قوى ، مكّار و بىرحم هستند ( شعار نمازگزاران : « مرگ بر آمريكا » ) اجازه دهيد ! من هم مىگويم : « مرگ برامريكا » اما اجازه دهيد تا عرضِ من تمام شود . برادران عزيز ! بر همهء ما واجب است كه حتى اگر لازم شد ، از جانمان هم مايه بگذاريم و دست به دستِ هم بدهيم و در مقابلِ دشمن قوىِّ خود ، تا پاى جان و شهادت هم مقاومت و فداكارى كنيم ، اما از اتحاد و وحدت و پاسداراى از نظام جمهورى اسلامى
هامش
( 1 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 38 ، ص 292 ، باب 66 ، روايت 1 .