دامن نزنيم و ديگران را هم با عمل و گفتار ، به حفظِ اصول انقلابْ راهنمايى كنيم .
اگر اصول انقلابْ حفظ بشود ، اين انقلابْ راه كمالِ خود را مىيابد و ادامه مىدهد و اگر اصول انقلابْ حفظ نشود ، خداى ناكرده انقلابْ آفت مىبيند ، خدشهدار مىشود و شكست مىخورَد .
براى حفظ انقلاب ، پس از حفظ اصول انقلاب ، دومين كارى كه بايد بكنيم ، توجه به افكار و انديشههاى حضرت امام است .
ما در اين انقلاب ، هر چه داشتيم و هر چه داريم ، از امام داشتهايم و از امام داريم .
امام خمينى رحمه الله يكى از آياتِ خدا است ، اما جزوِ آيات متشابهِ خداوند نيست بلكه جزو آياتِ محكم خداوند است . امام شخصيتى بود كه ناباورىها را باورانْد و غير ممكنها را ممكن ساخت و معادلات جهانى را به هم زد .
نقل شده است كه در جنگ صفّين ، روزى يكى از جنگاوران لشكر معاويه به ميدان آمد و ابن عباس از لشكر حضرت مولى امير المؤمنين عليه السلام را به مبارزه طلبيد .
حضرت على عليه السلام به ابن عباس فرمودند :
تو به ميدان نرو ! ابن عباس گفت : مرا با اسم خواندهاند . امير المؤمنين به ابن عباس فرمود :
لباسهايت را بيرون بياور . ابن عباس لباسهايش را بيرون آورد . حضرت على عليه السلام لباسهاى ابن عباس را پوشيد و به ميدان رفت .
در ميدان جنگ ، اولين نفرى كه به حضرت على عليه السلام حمله كرد ، كشته شد .
چند جنگجو پشتِ سرِ هم به حضرت على عليه السلام حمله كردند و همگى كشته شدند .
عمرو عاص به معاويه گفت : اى معاويه ! اين فرد ، ابن عباس نيست . او على عليه السلام است .
ابن عباس نمىتواند چنين كارى انجام دهد .
سپس براى امتحان ، به چند ده هزار نيروى شمشير به دستِ خود ، يك دفعه فرمانِ حمله داد .
لشكر معاويه به پهلوانِ ميانهء ميدان حمله كردند . آنها ديدند كه او با اطمينان خاطر در ميدانْ ايستاده و به رزم ادامه مىدهد .
عمرو عاص به معاويه گفت : ديدى كه اين جنگجو ، « على » است . ابن عباس هرگز نمىتواند در مقابل حملهء هشتاد - نود هزار سرباز مقاومت كند .
نقل شده است كه امير المؤمنين عليه السلام در آن صحنه فرمود :
« وَ اللَّهِ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالى لَما وَلَّيْتُ عَنْها . » « 1 »
[ به خدا اگر عرب در جنگِ من ، پشت به پشت دهد ، روى از آنان بر نتابم . ]
وقتى انسان در تاريخ اسلام انديشه مىكند ، مىبيند كه اگر پس از حضرت على عليه السلام و بقيهء معصومين عليهم السلام ، در بارهء يك شخصيتِ ديگر بخواهد چنين جملهاى را بر زبان بياورد ، تنها شايستهء امام خمينى رحمه الله است كه چنين سخنى در بارهاش گفته شود . ( تكبير نمازگزاران )
حرفِ من اين است كه ما بايد اصول انقلاب را حفظ كنيم . بايد آنها را فرا گيريم و به آنها عمل كنيم . اما اصول انقلاب را بايد از چه كسى ياد بگيريم ؟ از امام خمينى رحمه الله .
امام خمينى رحمه الله آيهء محكمِ خدا است .
من فكر مىكنم كه امروز هر انسانِ انقلابى لازم است كه يك نسخه از وصيتنامهء امامخمينى رحمه الله را در جيب داشته باشد و هر مسلمانى بايد يك دوره كتابِ صحيفهء نور را داشته باشد و در فرصتها و اوقاتِ فراغت ، آن را بخواند .
همهء ما بايد با خواندنِ وصيتنامهء حضرت امام و صحيفهء نور ، با انقلاب و اصول آن آشنا شويم و بفهميم كه انقلاب از كجا شروع شده و ماهيتِ آن چه بوده است .
هامش
( 1 ) - ر . ك : نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، نامهء 45 ، ص 318 .