تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
اگر قرار باشد كه ما تنها به فكر خود و زندگى و خوراك و رفاه و عيش و نوش خودمان باشيم ، پس تعهد انقلابى و مذهبىِ ما چه مىشود ؟ ما شيعه هستيم و علاوه بر وظايف انسانى و عرف بين المللى ، يك سلسله وظايف اسلامى و مذهبى داريم كه بايد به آنها عمل كنيم . مولى امير المؤمنين عليه السلام خطاب به مردم كوفه فرمود : « اى مردم ! براى من خبر آورده‌اند كه لشكر معاويه به مناطق تحت حكومت حمله كرده‌اند و در يكى از منطقه‌ها ، وارد خانهء يك يهودى شده‌اند و خلخال « 1 » متعلق به يك زن يهودى را از پايش در آورده‌اند و آن را سرقت كرده و برده‌اند . من اطمينان دارم كه هنگامى كه آن زنِ يهودى در دستِ سربازان بىرحمِ معاويه اسير بوده ، فريادْ زنان طلبِ كمك و يارى مىكرده و كسى به او پاسخ نمىداده است . اگر از شما مسلمانان و اهل كوفه ، كسى در اثر شنيدنِ اين خبر ، از شدتِ غصه هلاك شود و بميرد ، قابل ملامت نيست » . امير المؤمنين در اين قضيه به ما ياد داد كه يك مسلمان بايد اين گونه متعهد باشد و اين طور در برابر مسئوليت‌هاى اجتماعى ، اندوهگين و غصّه‌دار شود . گاه انجام وظيفه با زبان است و گاه با قلم . به هر حال ، انسان بايد خود ، شرايط را بسنجد و تكاليفِ شرعى و اجتماعىاش را انجام دهد . در اين خطبه ، روى سخنم با شما مردمِ غيرتمند و عزيز و هميشه در صحنه بود و خلاصهء سخنم اين شد كه ما مسلمانان داراى برخى تكاليف اجتماعى هستيم و به هيچ بهانه‌اى براى ما جايز نيست كه از زير بار تكاليف اجتماعىمان شانه خالى كنيم و مثلًا بگوييم كه ما وظايفمان را انجام داده‌ايم و فعلًا نوبتِ ديگران است . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ اذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفاثاتِ فِى الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اذا حَسَدَ « 2 »

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ بارِئِ الْخَلائِقِ اجْمَعينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِهِ وَ اهْلِ بَيْتِهِ . السَّلامُ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ . عِبادَ اللَّه ! اتَّقُوا اللَّه . بندگان خدا ! تقوا پيشه كنيد . در خطبهء دوم براى اينكه زياد مزاحم وقتِ شريفِ شما نشوم ، تنها به دو مطلب اشاره مىكنم . پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران ، دو عامل ، دست به دستِ هم دادند و سبب احياى برخى از ارزش‌هاى اسلامى در جامعهء ما شدند . اين دو عامل ، يكى شور و نشاط انقلابىِ ايجاد شده در مردم و ديگرى تدبير انديشمندانهء برخى از مبلّغان دين بود . معمولًا مبلّغان انديشمند دين ، در بارهء ارزش‌هاى اسلامى فكر مىكردند و بعضى از آن آرمان‌ها و ارزش‌ها را به ميان مردم مىآوردند و به مردم معرفى مىنمودند . مردم نيز از آرمان‌ها و ارزش‌هاى اسلامى استقبال مىكردند و آنها را مىپذيرفتند . در برخى از موارد نيز مردم در اثر شور و
هامش
( 1 ) - / نوعى زينت و زيورآلات كه در فارسى به آن ، « پاىْ بَرَنْجَنْ » مىگويند . ( 2 ) - سورهء فلق ( 113 ) .