تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
بسيار شايسته است كه ما همين سيره را الگوى خود قرار دهيم . اينها مطالبى بود كه قصد داشتم در خطبهء اول ، عرض كنم . اكنون به اصل خطبه مىپردازيم . موضوع خطبهء اولِ من ، بررسىِ تكليف ما در سالى است كه اكنون در پيشِ رو داريم . در اين مقطع زمانى ، آيا رسالت و تكاليفى بر دوشِ ما قرار دارد يا ندارد ؟ اگر تكليفى بر عهدهء ماست ، آن تكليف چيست ؟ در سال‌هاى گذشته ، از آغاز انقلاب تا كنون ، ما احساس وظيفه كرديم و تلاش‌هايى انجام داديم . ان‌شاءاللّه نتايجى هم گرفته‌ايم . اكنون كه در آستانهء سال نو قرار داريم ، مىخواهيم تكليف خود را در اين سال بررسى كنيم . انسان تا هنگامى كه زنده است ، مكلّف و مسئول است . بنا بر اين در سال جارى نيز ما تكاليف و مسئوليت‌هايى داريم . ممكن است كسى فكر كند كه ما از ابتداى انقلاب تا كنون ، تلاش‌هاى زيادى نموده‌ايم . در مبارزات مختلف و در جبهه‌هاى جنگ شركت كرده‌ايم . كمك‌هاى مالى كرده‌ايم . شهداى عزيزى به انقلاب تقديم كرده‌ايم . بنا بر اين ، مسئوليت‌هاى خود را انجام داده‌ايم و اينك نوبتِ ديگران است كه بار مسئوليت‌ها را بر عهده بگيرند . اين طرز فكر ، اشتباه است . مردى به نام عبد العزيز از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه ايشان فرمودند : الا اخْبِرُكَ بِالْاسْلامِ اصْلِهِ وَ فَرْعِهِ وَ ذِرْوَةِ سَنامِهِ ؟ « 1 » آيا مى خواهيد اصل و فرع و قلّه و حدّ اعلاى اسلام را برايتان بيان كنم ؟ « امَّا اصْلُهُ فَالصَّلاةُ وَ فَرْعُهُ فَالزَّكاةُ وَ ذِرْوَةُ سَنامِهِ الْجِهادُ . . . الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ » . يعنى همچنان كه يك مسلمانْ موظف است نماز بخواند و زكات بدهد ، به همين شكلْ موظف است كه روزه بگيرد و جهاد كند . در مورد نماز و زكات ، ما نمىگوييم كه تكليف شرعىمان محدودهء زمانىِ معيّنى دارد و مثلًا ما تا كنون پنجاه سال است كه نماز مىخوانيم و از اين پس نوبتِ ديگران است . به همين ترتيب ، رسالت جهاد و مبارزه نيز دورهء زمانىِ خاصّى ندارد و در يك زمان معيّن به پايان نمىرسد . انسان تا هنگامى كه زنده است بايد در راه خدا تلاش و جهاد نمايد . در اينجا يك نكتهء بسيار ظريف وجود دارد و آن اين است كه انسان از بسيارى از پديده‌ها مىتواند دو برداشت و تأثيرِ متفاوت داشته باشد . به عنوان مثال ، از قرآن مىتوان دو برداشتِ كاملًا متضاد داشت . خداوند سبحان مى فرمايد : « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ » « 2 » قرآن شريف ، رحمت ، نور ، بيان ، هدايت و كلام خدا است ؛ اما در اثر نوع برخورد ستمگران با قرآن ، قرآن براى آنان سببِ زيان و خسران و گاه تباهى و سقوط مىشود . پديده‌هاى اجتماعى مانند جنگ نيز همين گونه‌اند و با توجه به برداشت‌هاى مختلفِ انسان ، مىتوانند آثار متفاوتى بر روى انسان بگذارند . به عنوان مثال ، جنگ گاه منجر به پيروزى و گاه منجر به شكست مىشود . گاه سببِ خير گاه سببِ شر مىشود . هنگامى كه ملتى در يك جنگ ، شكست مى خورَد ، اگر اين شكست موجبِ عبرت‌آموزى ، شناخت نقاط ضعف ، وحدت اجتماعى و تلاش براى بر طرف كردن كمبودها
هامش
( 1 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 69 ، ص 392 ، باب 38 ، روايت 3 . ( 2 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 82 .