تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
نبوده است . يك نفر با او همكارى مىكرده است . همكار او ، دختر برادرش ، دختر سيّد مرتضى بوده است . دختر سيّد مرتضى به عمويش كمك كرده است . آن دو نفر ، با همكارىِ يكديگر ، اين نهج البلاغه را فراهم كرده‌اند و به دستِ من و شما رسانيده‌اند . بعضى از سندهاى نهج البلاغه كه مىخواهد به سيّد رضى برسد ، از طريق دختر سيّد مرتضى نقل شده است ؛ يعنى او از عمويش نقل مىكند . پس دختر سيّد مرتضى ، يكى از مشايخِ نقل روايات است . يكى ديگر از زن‌هاى نمونه ، دختر شهيد اوّل است . دختر شهيد اوّل ، يك مجتهد بسيار برجسته بود ، به طورى كه از نظر علمى ، همچون پدرش در حدّ بسيار عالىِ مرجعيّت قرار داشت . بنا بر نظريهء مشهور بين فقها ، در هنگام وجود مجتهد اعلم ، تقليد از مجتهد غير اعلم ، جايز نيست . با اين همه ، مرحوم شهيد اوّل ، به زن‌ها امر مىكرد تا در مسائل مربوط به خانم‌ها ، از دخترش تقليد كنند . بنا بر اين از نظر شهيد اوّل ، در علم به احكام ويژهء خانم‌ها ، يا دخترش عالم‌تر از خودش بوده و يا هم‌سطح با خود شهيد اوّل بوده است . در حالى كه مىدانيم از زمانِ امام صادق عليه السلام تا كنون ، شهيد اوّل يكى از برجسته‌ترين فقهايى است كه جهان تشيع به خود ديده است . خواهر مرحوم علامه مجلسى ، مؤلف كتاب بحار الانوار كه دختر مجلسى اوّل بوده ، نيز از زنان نمونه بوده است . دختر مرحوم مجلسى اوّل نيز از زنان بسيار با فضيلت و دانشمند بود . او همسر ملا صالح مازندرانى بود . ملا صالح مازندرانى نيز از علماى طراز اوّل بود . با وجود اين ، هر گاه ملا صالح مازندرانى به يك مسئلهء مشكلِ فقهى ، اصولى ، تفسيرى ، تاريخى و يا ادبى برخورد مىكرد و نمىتوانست آن را حل كند ، هنگامى كه براى انجامِ كارى مىرفت ، پس از بازگشت مىديد كه خانمش آن مسئله را حل كرده و جوابش را براى ملا صالح مازندرانى نوشته است . چهارمين زنِ نمونه‌اى كه برايتان نام مىبرم ، بانو امين است . بانو امين از زنان معاصرِ ما بود و در اصفهان زندگى مىكرد . ايشان نيز از زنان بسيار پر فضيلت بود . اسلام ، اين گونه زن‌ها را تربيت مىكند ؛ زن‌هايى كه مرجع تقليد ، مجتهد ، فقيه ، اصولى ، مفسر قرآن ، رجالى و محدث هستند . الگوى تربيتىِ ما مسلمانان در برابر الگوى غربى ، اين گونه است . اين روزها باز مسئلهء سلمان رشدى بر سرِ زبان‌ها افتاده است . گفته مىشود كه رئيس دانشگاه الأزهر قاهره ، توبهء سلمان رشدى را پذيرفته است . من نمىدانم كه اين خبر ، راست است يا دروغ است ؛ اما اگر راست باشد ، بسيار تعجب‌آور است ! اگر اين خبر راست باشد ، به دو دليل بسيار عجيب است . اول اين كه : توبهء انسان‌ها تنها از سوى خداوند ، قابل رد شدن يا قبول شدن است و رئيس دانشگاه الأزهر ، خدا نيست كه بخواهد توبهء كسى را بپذيرد . دوم اين كه : توبهء سلمان رشدى ، اصلًا قابل قبول شدن نيست . در فقه ، دو عنوان وجود دارد كه از برخى جنبه‌ها شبيه يكديگرند : يكى عنوان مرتد و ديگرى عنوان سابّ النبى « 1 » . مرتد ، انواع و احكامى خاصّ خود دارد . يكى از احكام مرتد اين است كه او را
هامش
( 1 ) - / « سابّ النبى » يعنى كسى كه به يكى از پيامبران‌الهى بدگويى كند .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 613 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي