تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
اگر چنين است ، پس آيا ما هم موظفيم كه اسلام ، قرآن ، انقلاب اسلامى ايران و كارهاى خيرِ مختلف را با دروغگويى تبليغ كنيم ؟ ! ! اين برداشت از تبليغ و برداشت مشابهِ آن از سياست ، غلط است ؛ زيرا سياست و تبليغ دين ، كارهاى مشروعى هستند ، اما دروغگويى نامشروع است . ميزان آسيب‌هاى ناشى از عدم صداقت افراد با يكديگر متفاوت است . ممكن است شخصى در زندگى داراى ارتباطهاى كم و محدودى باشد ، اما شخص ديگرى ، ارتباطات گسترده‌اى داشته باشد و به عنوان مثال در يك كشور ، عهده‌دار مسئوليتى باشد . اين فرد دوم اگر در گفتار و كردارش صادق نباشد ، ضربهء بسيار بزرگى بر جامعه وارد خواهد كرد كه شايد قابل جبران نباشد يا به سختى قابل جبران باشد . شايد خداوند مجازاتِ چنين دروغى را به سادگى نبخشد . نگهدارى و مراعات كردن اصل صداقت ، بر همهء افراد ، در همهء كارهاى فردى و اجتماعى لازم است . اما هر چه انسان مسئوليت و سِمت اجتماعىِ بالاترى داشته باشد ، بيشتر بايد مراقبِ رعايت كردنِ اصل صداقت باشد . اگر خداى ناكرده روزى مسئولان كشور ، مرتكب عدم صداقت شوند ، فاجعهء بسيار بزرگى به وجود خواهد آمد . انسانِ صادق علاوه بر اينكه نبايد دروغ بگويد ، بايد از انجام كارها و بيان سخنان مشكوك به دروغ هم پرهيز كند . به عنوان مثال ، انسان بايد از ارائهء آمارهايى كه مورد تأييد مردم نيست ، خوددارى كند . همچنين ممكن است براى به وجود آمدن پديده‌اى وجود ده‌ها عاملْ مورد نياز باشد كه از ميانِ اين عوامل ، برخى خارج از اختيار و كنترلِ انسان باشند . يك مسئول صادق در كشور ، نبايد وعدهء انجام چنين كارى را به مردم بدهد ؛ زيرا هر چند كه او مقصر هم نباشد ، ممكن است به دليل عوامل خارج از اختيار وى ، وعده‌اش عملى نشود و چهرهء فردى و عنوان اجتماعىِ او در ميان مردم لكه‌دار شود . به عنوان نمونه ، ما با چشمِ خود ديديم كه حضرت امام رحمه الله ده‌ها سال در ميان ما زندگى كرد . تا اواخر عمر ، سال‌ها در مبارزه با رژيم شاه بود . پس از پيروزى انقلاب نيز سال‌ها در منظر و جلوِ چشم و گوشِ مردم قرار داشت . سپس از ميان ما رفت . مردم عشق و محبتِ بسيار زيادى به حضرت امام داشتند ، آن گونه كه همه ديديم و ديديد . علتِ اين عشق خارق العادهء مردم به امام چه بود ؟ علتِ آن اين بود كه مردم ، امام رحمه الله را به صداقت شناخته بودند . به عنوان مثال ، مردم مىشنيدند كه امامْ زاهد است ؛ اما هنگامى كه به ديدار او مىرفتند يا در زندگىِ او دقت مىكردند ، مىديدند كه زهدِ او بسيار بيشتر از شنيده‌ها است . شنيده بودند كه امامْ قاطع است و اهل سازش نيست ؛ اما در عمل ، هميشه در همهء صفات متعالى ، او را بسيار بيشتر از شنيده‌ها مىيافتند . حضرت امام همواره به كسانى كه در خدمتِ ايشان بودند ، توصيه مىكردند كه مردم را در جريان امور كشور و انقلاب بگذاريد . مىفرمودند : شما براى خدا خدمت مىكنيد ، اما بايد مردم را در جريان كارها بگذاريد ، تا صداقتِ شما خدشه‌دار نگردد . البته من قبول دارم كه همهء مسائل را نمىتوان با جزئيات كامل ، به طور آشكار اعلان كرد و در برخى مواردِ استثنائى بايد از بيان آشكارِ برخى مطالب ، خوددارى كرد . اما نبايد از ترسِ تضعيف روحيهء مردم و بدبين شدنِ آنها ، مردم را از جريانِ همهء امور كشور بى اطلاع بگذاريم . اگر ما گرفتار چنين وسوسه‌هايى شديم و حقايق را به اطلاعِ مردم نرسانديم ، يا به گونهء ديگرى به اطلاعِ مردم رسانديم ، هر چند كه همان گونه كه اشاره كردم ، دروغ نگفته باشيم
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 579 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي