تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
اصلًا چنين چيزى وجود ندارد . صداقت تنها به معناى صادق بودن در گفتار نيست . بلكه معناى صداقت ، بسيار گسترده‌تر از اين است . در قرآن كريم ، در حدود صد و پنجاه آيه در بارهء كلماتِ هم خانوادهء صداقت وجود دارد . خداوند در قرآن مجيد بارها خود و پيامبران و مؤمنين را به صداقت ستوده و فرموده است : « صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » « 1 » [ خدا و پيامبرش راست گفته‌اند . ] « صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » « 2 » [ پيامبران راست گفته بودند . ] « مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ . . . » « 3 » [ از مؤمنين ، مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند ، وفا كردند . . . ] « فَاذا عَزَمَ الامْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ » « 4 » [ و چون تصميم به جنگ گرفته شد ، اگر با خدا صداقت مىورزيدند ، برايشان بهتر بود . ] « هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ » « 5 » [ اين روزى است كه راستگويان را راستىِ گفتارشان سود دهد . ] « وَ اذْكُرْ فِى الْكِتابِ اسْماعيلَ انَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ » . . . « 6 » [ و در اين كتاب ، اسماعيل را ياد كن . او درستْ قول و فرستاده‌اى پيامبر بود . . . ] همچنين قرآن كريم ، برخى از پيامبران را به عنوان « صادق » نام برده است و آنان را بدين صفت مىستايد ؛ از جمله : حضرت يوسف ، حضرت ابراهيم ، حضرت ادريس ، حضرت يحيى و حضرت مريم عليهم السلام . به طور كلى قرآن يكى از علايم تقوا و ايمان و عوامل سعادتِ انسان را صدق مىداند و صادقين را در كنار صابرين و قانتين و مستغفرين و شهدا ، ستايش مىكند . از مطالعهء قرآن شريف فهميده مىشود كه خداوند اهميت فراوانى به اين اصل داده است . يكى از بزرگ‌ترين صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله و از پيشقراولان ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، ابوذر بوده است . هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواستند ابوذر را ستايش كنند ، فرمودند : آسمان سايه نيفكنده و زمين بر پشت نگرفته ، شخصى را كه راستگوتر از ابوذر باشد . اين نوع ستايش پيامبر صلى الله عليه و آله نيز دليل ديگرى بر اهميتِ صدق و صداقت در نزد ايشان است . ممكن است گمان شود كه منظور از صداقت ، تنها صداقت در گفتار و دروغگو نبودن است . دانشمندان علم منطق نيز مىگويند : صدق تنها در مورد جمله‌هاى خبرى قابل تصور است و در مورد جمله‌هاى انشائى قابل تصور نيست . همچنين دانشمندان علم منطق بنا بر اختلاف نظرى كه بين خودشان وجود دارد ، صدق را به مطابقت با واقع يا مطابقت با عقيده ، تعريف مىكنند . اما مفهوم صدق بسيار گسترده‌تر از آن است كه تنها مربوط به گفتار انسان باشد . صادق بودن يعنى اين كه انسان در انديشه ، عمل ، گفتار ، در ارتباط با خود و ديگران كج نباشد ؛ منافق و فريبكار و حيله‌گر و نيرنگ‌باز نباشد . اگر منظور از صداقت ، فقط صداقت در گفتار بود ، جملاتى مانند اين آيهء شريفه بى معنا بود كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 22 . ( 2 ) - سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 52 . ( 3 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 23 . ( 4 ) - سورهء محمد ( 47 ) ، آيهء 21 . ( 5 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 119 . ( 6 ) - سورهء مريم ( 19 ) ، آيهء 54 .