اصلًا چنين چيزى وجود ندارد .
صداقت تنها به معناى صادق بودن در گفتار نيست . بلكه معناى صداقت ، بسيار گستردهتر از اين است . در قرآن كريم ، در حدود صد و پنجاه آيه در بارهء كلماتِ هم خانوادهء صداقت وجود دارد .
خداوند در قرآن مجيد بارها خود و پيامبران و مؤمنين را به صداقت ستوده و فرموده است :
« صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ » « 1 »
[ خدا و پيامبرش راست گفتهاند . ]
« صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ » « 2 »
[ پيامبران راست گفته بودند . ]
« مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ . . . » « 3 »
[ از مؤمنين ، مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند ، وفا كردند . . . ]
« فَاذا عَزَمَ الامْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ » « 4 »
[ و چون تصميم به جنگ گرفته شد ، اگر با خدا صداقت مىورزيدند ، برايشان بهتر بود . ]
« هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ » « 5 »
[ اين روزى است كه راستگويان را راستىِ گفتارشان سود دهد . ]
« وَ اذْكُرْ فِى الْكِتابِ اسْماعيلَ انَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ » . . . « 6 »
[ و در اين كتاب ، اسماعيل را ياد كن .
او درستْ قول و فرستادهاى پيامبر بود . . . ]
همچنين قرآن كريم ، برخى از پيامبران را به عنوان « صادق » نام برده است و آنان را بدين صفت مىستايد ؛ از جمله : حضرت يوسف ، حضرت ابراهيم ، حضرت ادريس ، حضرت يحيى و حضرت مريم عليهم السلام .
به طور كلى قرآن يكى از علايم تقوا و ايمان و عوامل سعادتِ انسان را صدق مىداند و صادقين را در كنار صابرين و قانتين و مستغفرين و شهدا ، ستايش مىكند . از مطالعهء قرآن شريف فهميده مىشود كه خداوند اهميت فراوانى به اين اصل داده است .
يكى از بزرگترين صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله و از پيشقراولان ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، ابوذر بوده است . هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواستند ابوذر را ستايش كنند ، فرمودند :
آسمان سايه نيفكنده و زمين بر پشت نگرفته ، شخصى را كه راستگوتر از ابوذر باشد . اين نوع ستايش پيامبر صلى الله عليه و آله نيز دليل ديگرى بر اهميتِ صدق و صداقت در نزد ايشان است .
ممكن است گمان شود كه منظور از صداقت ، تنها صداقت در گفتار و دروغگو نبودن است . دانشمندان علم منطق نيز مىگويند : صدق تنها در مورد جملههاى خبرى قابل تصور است و در مورد جملههاى انشائى قابل تصور نيست .
همچنين دانشمندان علم منطق بنا بر اختلاف نظرى كه بين خودشان وجود دارد ، صدق را به مطابقت با واقع يا مطابقت با عقيده ، تعريف مىكنند .
اما مفهوم صدق بسيار گستردهتر از آن است كه تنها مربوط به گفتار انسان باشد .
صادق بودن يعنى اين كه انسان در انديشه ، عمل ، گفتار ، در ارتباط با خود و ديگران كج نباشد ؛ منافق و فريبكار و حيلهگر و نيرنگباز نباشد .
اگر منظور از صداقت ، فقط صداقت در گفتار بود ، جملاتى مانند اين آيهء شريفه بى معنا بود كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 22 .
( 2 ) - سورهء يس ( 36 ) ، آيهء 52 .
( 3 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 23 .
( 4 ) - سورهء محمد ( 47 ) ، آيهء 21 .
( 5 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 119 .
( 6 ) - سورهء مريم ( 19 ) ، آيهء 54 .