افراد بىدرد ، تروريستهاى اقتصادى ، خونآشامها ، ستمگران و افراد بد سابقه از كشور ما فرار كردند يا گرفتار چنگالِ عدالت شدند .
علاوه بر اينها ، مردم شروع به اصلاح فرهنگ كشور و زدودن فرهنگ وارداتى اروپايى و آمريكايى شدند . نامهاى خيابانها و انسانها را عوض كردند و كوشيدند تا هر نشانهء فرهنگِ ضد اسلامى را از كشور ايران محو كنند .
ما بايد آن روحيهها و حركتهاى سالهاى اولِ انقلاب را حفظ كنيم تا بتوانيم بگوييم كه انقلابِ ما تداوم دارد . تداوم انقلابْ شعار و لفظ نيست ، شعر و سرود نيست ؛ يك واقعيت است .
ما بايد متأسف باشيم و خودمان را سرزنش كنيم كه چرا تا كنون ، بيش از اين در راهِ پيشبرد اهداف انقلاب موفق نشدهايم ! چرا قدمهايمان را تندتر از اين بر نداشتهايم ! چرا همهء آثار فرهنگ غربى در كشورمان را از بين نبردهايم ! چرا در طول حدود يازده سالِ اخير به كمال مقصود نرسيدهايم !
مبادا خداى نكرده كم كم فكرها و صحبتهايى در قلبهاى ما و در ميان ما ، راه پيدا كند كه گروهى از ما را به ترديد در اهدافِ انقلاب وا دارد .
البته همچنان كه اشاره كردم ، تداوم انقلاب با گفتن و شنيدن نيست . در آغاز انقلاب با اميد و فداكارى وارد صحنه شديد و فرهنگ شهادتطلبى را به آسانى پذيرفتيد ؛ زيرا ديديد كه اين انقلاب به نفع مستضعفان و عليه مستكبران است . ديديد كه بىدردها فرار كردند و ميدان را براى افراد دلسوز ، فداكار ، شهادتطلب و خدمتگزار مردم رها كردند .
وقتى مردم ديدند كه ميدان خدمتگزارى و شهادتطلبى باز شده است ، همه با هم در اين ميدان ، مسابقه گذاشتند و همهء مردمْ اين آيه را ندا مىكردند كه :
« . . . فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ . . . » « 1 »
[ . . . پس در نيكى كردن ، بر يكديگر سبقت گيريد . . . ]
من اكنون نمونهء خيلى كوچكى از روحيهء مردم در آن دوران را برايتان نقل مىكنم .
در اوايل انقلاب معمولًا يك دختر جوان ، تحصيل كرده و فهميده با يك پسر جوان متدين و متعهد ، ازدواج مىكرد . آن همسران جوان معمولًا مهريّهء خود را به ياد فلان كتابِ مذهبى يا رفتن به يك مكان مذهبى و يا حد اكثر ، يك سكهء طلا تعيين مىكردند .
آرام آرام ، آن شور اسلام گرايى در بعضى موارد كم رنگ شد . مهريّهها افزايش يافت . مثلًا مهريّه را چهار ميليون تومان پول و به عشقِ چهارده معصوم ، چهارده سكهء بهار آزادى تعيين مىكنند !
الحمد للّه هنوز هم ظاهرِ مهريّه خوب است . چهارده سكهء بهار آزادى به عشقِ چهارده معصوم ! اما چرا چهارده سكهء بهار آزادى به عشق چهارده معصوم ؟ ما كه يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر داريم ؛ چرا آنها را در نظر نمىگيرند ؟ ! آيا با تعيينِ اين مهريّهها مىخواهيم هم دنيا گرايى كنيم و هم وجههء انقلابىِ خود را حفظ كنيم ؟ !
قبحِ اين مهريّههاى سنگين به حدّ حرمت نمىرسد ؛ اما تعيين اين مهريّههاى سنگين كار بسيار ناپسند و مكروهى است .
گاهى اوقات اخبار بسيار ناراحت كنندهاى از برگزارى برخى ميهمانىها و عروسىها - و كارهايى مانند احتكار - به ما مىرسد .
مبادا خداى نكرده ، ارتكاب اين اعمالْ براى ما زنگ خطر باشد ! خداوند آن روزى را نياورد كه ما كم كم خواهان تجديد نظر در گفتهها و
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 148 .