تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ احَدٍ عَنْهُ حاجِزينَ » « 1 » [ اگر پيامبر پاره‌اى سخنان را به افترا به ما مىبست ، با قدرتْ او را مىگرفتيم ، سپس رگِ دلش را پاره مىكرديم و هيچ يك از شما را توانِ آن نبود كه مانع شود . ] خداوند به پيامبر مىفرمايد : اگر كوچك‌ترين انحراف ، مصلحت‌انديشى و سازشكارى سبب شود كه تو يك كلمه بر آنچه من گفته‌ام ، بيفزايى و يا از آن كم كنى ، با دستِ راستْ تو را مىگيرم و شاهرگِ گردنت را قطع مىكنم و هيچ كس نمىتواند مانعِ از بين رفتنِ تو بشود . خداوند در مورد اهميت استقامت در دوران پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نيز فرموده است : « وَ ما مُحَمَّدٌ الَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ افَإنْ ماتَ اوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِى اللّهُ الشَّاكِرينَ » « 2 » [ جز اين نيست كه محمّد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى ديگر بوده‌اند . آيا اگر بميرد يا كشته شود ، شما به آيين پيشينِ خود باز مىگرديد ؟ هر كس كه باز گردد ، هيچ زيانى به خدا نخواهد رسانيد . خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد . ] يعنى آيا اگر پيامبر صلى الله عليه و آله مُرد ، شما استقامتتان را از دست مىدهيد ؟ آيا دگرگون مىشويد و راهى غير از اسلام انتخاب مىكنيد ؟ اگر مرتكبِ چنين كارى شويد ، جز به خودتان ، به هيچ كس ضرر نخواهيد زد . عوامل مختلفى وجود دارند كه ضد صبر و استقامت هستند . گاهى اوقات بعضى از اين عوامل به وجود مىآيند و سبب مىشوند كه انسان در اعتقاد ، انديشه و راهى كه مىپيمايد ، متزلزل شود . در اثر پيدايش اين عوامل ضدّ صبر و استقامت ، انسان كم كم از كرده‌اش پشيمان مىشود ، از عملش توبه مىكند ، از راهش نادم مىشود ، حرفش را پس مىگيرد ، شعارش را كم مىكند و از هدفش دست بر مىدارد . اين عوامل حتى در تاريخ انقلاب‌ها و زندگى انقلابىهاى دنيا بسيار پيش آمده است . ما در تاريخ ، نظاير فراوانى براى آن مىيابيم . عوامل ضد صبر و استقامت ، چه چيزهايى هستند ؟ چه عواملى موجب مىشوند كه يك ملتِ زنده ، فداكار و انقلابى ، صبر و استقامتِ خود را از دست بدهند ؟ يكى از عواملى كه سبب مىشود انسان ، صبر و استقامتِ خود را از دست بدهد ، مشكلات انجامِ يك كار است . گاه انسان در ابتدا از دور به يك هدف نگاه مىكند ؛ اما محاسبات مربوط به رسيدن به آن هدف را به طور دقيق انجام نمىدهد . در ابتدا ، انسان خيال مىكند كه راه رسيدن به هدف ، ساده و روان است و به راحتى مىتوان با مشكلاتِ آن جنگيد ؛ اما وقتى انسان وارد ميدان عمل مىشود ، مشكلات فراوانى در سرِ راه خود مىبيند . فراوانىِ مشكلات ، سبب مىشود كه كم كم انسان در راه و افكار خودش تجديد نظر كند و راه و فكر يا چارهء ديگرى را دنبال كند تا خود را از مشكلات فراوانِ مسيرى كه قبلًا انتخاب كرده ، نجات دهد . بنا بر اين گاهى اوقات ، شكست‌ها و ناكامىها سبب مىشود كه انسان از فكر و هدف و راه اوليهء خود دست بردارد ؛ زيرا در آغاز ، انسان گمان نمىكرد كه اين مسير ، اين همه شكست و ناكامى داشته باشد . گاهى اوقات نيز مقاومت‌هاى دشمنان
هامش
( 1 ) - سورهء حاقّه ( 69 ) ، آيهء 44 - / 46 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 144 .