تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
گفته بود : هر روز ساعتِ چهار صبح از خواب بر مىخيزم و تا ساعتِ هفت شب كار مىكنم . قاضى گفته بود : آيا تا كنون قنات حفر كرده‌اى ؟ گفته بود : خير . گفته بود : آيا نخلى در زمين نشانده‌اى ؟ گفته بود : خير . قاضى گفته بود : آيا نهرى در زمين حفر كرده‌اى ؟ گفته بود : خير . قاضى گفته بود : آيا تو درختى را ميوه‌چينى كرده‌اى ؟ گفته بود : خير . قاضى گفته بود : پس تو چه كار كرده‌اى ؟ گفته بود : مديريت كرده‌ام . قاضى گفته بود : برادر ! تو مديريت كرده‌اى . عده‌اى هم در كنارِ تو كار كرده‌اند ، بيل زده‌اند ، قنات حفر كرده‌اند . تو سالى صد ميليون تومان درآمدِ خالص دارى . آن بنده‌هاى خدا كه با تو كار مىكردند ، چقدر درآمد دارند ؟ خانِ كرمان گفته بود : آن كارگران و كشاورزان هم سهمِ خود را از علف‌هاى هرزِ زمين بر مىدارند . قاضى گفته بود : بعد از اين شما از علف‌هاى هرزِ زمين سهم ببريد و بقيه را بدهيد به آنها كه قنات كندند . وقتى حكمِ پروندهء خانِ كرمان صادر شده بود ، پرسيده بود : اين پول‌ها را كه از من مىگيريد ، به چه كسى مىدهيد ؟ قاضى گفته بود : به كسانى كه تو حقوقشان را از آنها گرفتى و به آنها ندادى . اموالى كه از خانِ كرمان گرفته شد ، بين افرادِ فقيرِ همان منطقه ، تقسيم شد . در حكمش هم نوشته بود كه يك ريال از اين پول نبايد از اين منطقه خارج شود و همهء آن بايد به نفعِ فقرا و مستضعفين و پا برهنه‌هاى منطقه تقسيم شود . ( تكبير نمازگزاران ) سومين تروريستِ اقتصادى كه پرونده‌اش بررسى شد ، يك شهروند تهرانى بود كه قرضِ بسيار سنگينى به بانك‌ها داشت و از پرداختْ خوددارى مىكرد . اين فرد ، دستگير شد . بدهىهايش به بانك‌ها را حساب كردند ، ديدند يك ميليارد و صد ميليون تومان به بانك‌ها بدهكار است . ثروتش را حساب كردند ، ديدند دو ميليارد و سيصد ميليون تومان ثروت دارد . اين فرد كه قبلًا حاضر به پرداخت بدهىهايش نبود ، وقتى خود را اسير چنگال قانون ديد ، گفت : از ثروتم ، بدهىهاى من به بانك‌ها را پرداخت كنيد . باقى ماندهء آن را به دو قسمت تقسيم كنيد . نصفِ آن را به خانواده‌هاى محترم شهدا و جانبازان هديه مىكنم . بقيه را هم به خودم بدهيد . قاضى پروندهء اين شخص با من مشورت كرد و گفت : نيمى از ثروت اين شخص كه به حساب بانك‌ها واريز مىشود . نيمى از باقى مانده‌اش را هم كه به خانواده‌هاى محترم شهدا و جانبازان هديه كرده است . در حدود ششصد ميليون تومان باقى مىمانَد . آيا اين ششصد ميليون تومان را به خودش بدهيم ؟ من به آن قاضى گفتم : حساب‌هايش را بررسى كنيد . اگر مال حلال و مشروعش به همين مقدار هست ، همهء ششصد ميليون تومان را به او بدهيد . اما اگر در ميان اموالش ، هنوز اموال نامشروعى وجود دارد ، اموال نامشروع را از او بگيريد و هر مقدار ثروت كه از راه حلال به دست آورده است ، به او بدهيد . برادران و خواهران عزيز ! اموالى كه حكم مصادرهء آنها صادر مىشود اجراى حكم مصادره‌شان مشكلاتى دارد . در بعضى از پرونده‌هاى اخير ، قوهء قضائيه اموالى را كه مصادره شده بود براى تهيهء ساختمان خوابگاه دانشجويان ، تأمين شد . من گفتم كه بقيهء اموال را هم به فقرا بدهند . البته خانواده‌هايى كه در جبهه خدمت‌هاى بزرگى انجام داده‌اند ، اولويت دارند . من در اينجا لازم مى دانم از قضات محترم ، ضابطين ، پليس قضائى ، كميته ، پليس ، ژاندارمرى و دادسراها كه در اجراى احكام