كه تقريباً بيست و هشت ساله بود ، به يكى از زندانيان فرمود :
حكومت بنى عباس خيال مىكند كه من فرزندى ندارم و مىخواهند با كشتنِ من ، نسل مرا قطع كنند . آنها نمىدانند كه خداوند فرزندى برومند به من عنايت فرموده كه پس از من ، او خليفه و وصىّ من است . آن زندانى آزاد شد و اين سخنِ حضرت را براى مردم نقل نمود و اين سخن در ميان مردم شايع گشت .
اين ، گزارشى كوتاه در بارهء شرح حال و زندگى حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام بود .
بر خود لازم دانستم كه در اين محفل مقدس ، به مناسبت شهادت ايشان ، به عنوان اظهار ادب و ارادت به محضر ايشان ، اين مطالب را حضور محترمِ شما عرض كنم .
« اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ » « 1 »
[ از خداى بترسيد . خدا شما را تعليم مىدهد . ]
« انَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » « 2 »
[ خدا با كسانى است كه مىپرهيزند و كسانى كه نيكى مىكنند . ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً احَدٌ « 3 »
خطبهء دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ .
در خطبهء دوم در بارهء مذاكرات صلح و بازسازى ، مطالبى خدمتتان عرض مىكنم .
همان گونه كه همه مىدانيم و دنيا هم مىداند ، كشور ايران از روزى كه قطعنامه را پذيرفته است ، تا كنون هيچ تغييرى در موضع خود نداده است . كشور ايران قطعنامهء 598 را پذيرفته و كمال همكارى را با دبير كل و شوراى امنيت ، نموده است ؛ اما از نظر ما و همهء دنيا و هر ناظرِ بىطرفى ، اين وقتكُشى ، امروز و فردا كردن و بهانهجويىهاى عراق ، به هيچ وجه قابل توجيه نيست .
اوايل مىگفتند : پذيرش قطعنامه از سوى ايران ، يك تاكتيك كوتاه مدت است و ايران صلح را نخواهد پذيرفت ؛ زيرا بدون جنگ و در صلح نمىتواند زندگى كند . اين حرف اگر بهانه بود ، بهانهء بى ربطى بود و اگر عذر بود ، عذرى بدتر از گناه بود . سرانجام هم اين حرف تمام شد و معلوم شد كه دروغى بى اساس است .
به تأخير انداختنِ صلح ، براى چه چيزى و به نفعِ چه كسى است ؟ آيا به تأخير انداختنِ صلح ، به نفع اسرا است ؟ به نفع منطقه است ؟
به نفع كشور عراق است ؟ به نفع ساير كشورهاى دنيا است ؟ به نفع چه كسى است ؟
چرا صلح را عملى نمىكنند ؟ ما به خودمان اجازه مىدهيم كه از سازمان ملل و شوراى امنيت و حتى دبير كل ، سؤال كنيم كه چرا آنها و كشورهاى مختلفِ دنيا كه آن همه براى صلح اظهار عطش مىكردند ، امروز در برابرِ به تأخير انداختنِ عمدى صلح ، سكوت مىكنند ؟
كاملًا روشن است كه چه كسى جلوِ پيشرفت روند صلح ، سنگاندازى مىكند .
او مىخواهد آتشبس را بشكند و مانع از برقرارىِ صلح شود . هر روز بهانهاى مىآورد .
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 282 .
( 2 ) - سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 128 .
( 3 ) - سورهء توحيد ( 112 ) .