حالى كه هنوز دشمن داشت مىجنگيد ، مسلمانان به فكر جمعآورى غنيمت و تقسيم سهميه افتادند و در نتيجه ، ضربهء بسيار بزرگى خوردند .
اگر ما بگوييم : من انقلاب كردهام ، من زندان رفتهام ، من شكنجه شدهام ، من تبعيد شدهام و . . . و حالا سهمِ خودم را از پيروزىِ انقلاب مىخواهم ، اگر ما اين حرفها را بزنيم ، فاجعهء شكستِ احد تكرار مىشود .
قرآن شريف « السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ » « 1 » و « السَّابِقُونَ الاوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الانْصارِ » « 2 » را ارج مىگذارد ؛ اما اگر كسى بخواهد سابقهء جهادِ خود را دستآويزِ دنياطلبى كند ، همهء تلاشها و جهادهايش « هَباءً مَنْثُوراً » « 3 » و نيست و نابود مىگردد .
برادران و خواهران عزيز ! براى خدمت كردن به انقلاب ، لازم نيست كه انسان حتماً جزو كادر قضائى يا قوهء مجريه يا نمايندهء مجلس باشد . انسان به عنوان يك فرد مصلح ، مىتواند در همه جا ، در شهر ، در ده ، در خيابان ، در مسجد و در محرابْ به انقلاب خدمت كند . جا تنگ نيست . يك انقلابىِ متعهد هر جا برود ، يك انقلابىِ متعهد است و مىتواند خدمت كند .
بدترين آفت انقلاب كه از همهء اينها بدتر است ، فراموش كردن و زير پا انداختنِ اهداف و اصول انقلاب است . اين انقلاب ، بوتهء بى ريشه نيست . براى خودش ، هدف و اصول دارد .
هدف عالىِ انقلاب ، پياده كردنِ اسلام عزيز است ؛ آن هم اسلام ناب محمدى .
( صلوات نمازگزاران )
مگر ما نمىگفتيم يكى از اصول انقلاب ما استقلال كشوراست ؟ مگر ما نمىگفتيم يكى از آرمانهاى انقلاب ، به دست آوردنِ استقلال فكرى ، سياسى ، فرهنگى و اقتصادى كشور است ؟
مگر ما نمىگفتيم كه يكى از اهداف انقلاب ما ، برقرارى عدالت اجتماعى در جامعه است ؟ مگر ما نمىگفتيم كه يكى از اهداف ما آزادى است ؟ فراموش كردنِ اين اهداف و اصول براى ما يك فاجعه است .
ما انقلاب كردهايم تا يك جامعهء سالم داشته باشيم . آيا مىتوان بدون حاكميت قانون يك جامعهء سالم داشت ؟ ! حضرت امام سال 1360 را به عنوان سال قانون اعلام كردند . از آن زمان تا كنون ، هفت سال مىگذرد . همانطور كه قيافهء انسانها با هم فرق دارد ، سليقهء آنها نيز با يكديگر متفاوت است . اگر جمعيت كشور ما 52 ميليون نفر باشد ، 52 ميليون سليقه در كشور ما وجود دارد . اگر قرار باشد به قوانين و مقررات كشور بى اعتنا باشيم و سليقهاى كار كنيم ، كدام يك از سليقههاى موجود در كشور ، اصل است و بايد بر ديگران ترجيح داده شود ؟
بعضى از برادران مىخواهند ضعفِ خودشان را با ارتكابِ خلاف قانون جبران كنند ، مىگويند : لازمهء پيروى كردن از قانون ، بوروكراسى و كاغذبازى است . من آنها را نصيحت مىكنم كه دست از اين حرفِ اشتباه بردارند .
پيروى نكردن از قانون ، جامعه را به جنگل تبديل مىكند . بدون اطاعت از قوانين نمىتوان مملكت را اداره كرد ، بخصوص كه قوانينِ كشور ما از مشروعيتِ بسيار بالايى برخوردار هستند ؛ زيرا مراجع بزرگ شيعه آن را امضا كردهاند . ملت ، آن را امضا كرده است .
خود ما هم اين قوانين را امضا كردهايم .
مگر مىشود كه انسان هر كجا ديد قوانين برايش محدوديتْ ايجاد مىكند ، مرتكبِ نقض قانون شود .
در كشور ، تقسيم كار شده است . براى هر كسى يك محدودهء مسئوليت و يك شرح وظايف تعيين شده است . اگر ما معتقد باشيم كه آن ديگرى درست كار نمىكند و ما برويم در محدودهء وظايفِ او ، كار او را انجام دهيم ، او هم دست از كار مىكشد .
واللّه دخالت در وظايف و مسئوليتهاى ديگران موجب هرج و مرج مىشود .
ممكن است در قدمِ اوّل كه در وظايف ديگران دخالت مىكنيم ، بتوانيم كارى انجام دهيم ؛ اما بعد گير مىكنيم و نمىتوانيم قدمِ دوم را برداريم .
انگيزهء دخالت در وظايف و مسئوليتهاى ديگران از چه چيزى ناشى مىشود ؟ از غرور و بى فكرى ناشى مىشود ؛ « اذْ اعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ » . « 4 » خيال مىكنيم همهء كارهايمان درست شده و ديگر نيازى به فكر كردن و دقت نداريم ؟ ! اين درست نيست كه خودمان را واجدِ تمام شرايط و ديگران را فاقدِ تمام شرايط بدانيم .
همهء ما نقاط قوّت و نقاط ضعف داريم .
اگر اين اشكالات در جامعهء ما نفوذ كند ، ما
هامش
( 1 ) - / سورهء واقعه ( 56 ) ، آيهء 10 .
( 2 ) - / سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 100 .
( 3 ) - / سورهء فرقان ( 25 ) ، آيهء 23 .
( 4 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 25 .