گسترده به حد اقل برسد . من اميدوارم كه انشاءالله اين مردم حاضر در صحنه ، فداكار و از خود گذشته و ايثارگر ، به موفقيتهاى بسيار بيشترى نائل شوند .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ يا ايُّهَا الْكافِرُونَ لَا اعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ وَ لَا انَا عابِدٌ ما عَبَدْتُمْ وَ لَا انْتُمْ عابِدُونَ ما اعْبُدُ لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِىَ دينٌ « 1 »
خطبهء دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤمِنينَ وَ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ وَ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْخَلَفِ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ .
عِبادَ اللَّه اتَّقُوا اللَّه !
اين هفته مصادف با سالگرد تأسيس كميتهء امداد حضرت امام خمينى است . قبل از خطبههاى من ، گزارش تفصيلىِ خدمات كميتهء امداد را از زبان برادرمان شنيديد .
من اعضاى كميتهء كمكرسانى به مستضعفين و محرومين را به خلوص و پاكىِ نيّت مىشناسم .
بنا بر اين احساس وظيفه مىكنم كه در حدّ توانِ خودم به آنها كمك كنم . شما برادران و خواهران عزيز نيز آنها را يارى دهيد تا در اين كار خير بيش از پيش موفق باشند .
ديروز صدها پزشك ، پيراپزشك و پرستار ، از تهران در اينجا جمع شدند و با بدرقهء خانوادههايشان از مسجد دانشگاه عازم جبههها و مناطق جنگى شدند . يارى دادن به رزمندگان عزيز ، وظيفهء همهء ماست ، هر چند كه از جانمان مايه بگذاريم .
اين پزشكان عزيزْ به خوزستان ، باختران ، كردستان و ايلام رفتند تا رزمندگان و مردم ساكن در مناطق جنگى را يارى دهند .
من نسبت به رزمندگان عزيز و همهء يارى دهندگانِ آنها تعظيم ، تشكر و قدردانى مىكنم . همچنين از اين برادران و خواهران گرامى كه در اين كار خير ، شركت كردهاند ، تشكر مىكنم .
خداوند تعالى در قرآن مىفرمايد :
« فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ » « 2 »
[ چرا از هر گروهى دستهاى به سفر نروند تا دانش دينِ خويش بياموزند . ]
اين آيهء شريفه در سياق آيات جنگ و جهاد است . با اين حال ، قبل از انقلاب ، مسافرتى كه در اين آيهء شريفه به آن امر شده ، در ارتباط با جبهه و جهاد تفسير نمىشد ، زيرا اين آيهء شريفه با عبارتِ « لِيَتَفَقَّهُوا » ، هدف از مسافرتِ مورد نظرش را تفقّه و شناخت دين اعلام كرده است . بنا بر اين مسافرتِ مورد نظر در اين آيهء شريفه ، به گونهاى تفسير مىشد كه با هدفِ « شناخت دين » متناسب باشد . قبل از انقلاب كسى گمان نمىكرد كه رفتن به جبهه و جهاد ، سبب شناخت دين و تفقّه در دين شود .
بنا بر اين ، بر خلاف سياق اين آيهء شريفه ، آيه را در ارتباط با جبهه و جهاد تفسير نمىكردند و مىگفتند : منظور از « مسافرت » در اين آيهء شريفه ، مسافرت به مراكز علمى و حوزههاى علميه است ؛ تا با هدفِ ذكر شده در اين آيه ، يعنى « شناخت » متناسب باشد . بَعد مجبور مىشدند كه مرجع ضمير را اين طرف و آن طرف كنند و بگويند : آنها كه در خانههايشان ماندند ،
هامش
( 1 ) - سورهء كافرون ( 109 ) .
( 2 ) - سورهء توبه ( 9 ) ، آيهء 122 .