تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
تمام شده است و مهم‌تر از همه اين كه انقلاب اسلامى ايران مهار شده است . سرانِ احمقِ آمريكا نمىفهمند كه حيثيت ، چيزى نيست كه با يك تهاجم نظامى برگردد . حيا هم چيز خوبى است ! آمريكايىها روزى مدعىِ دفاع از حقوق بشر بودند . الان هم با چين درگير شده‌اند و به چين مىگويند : چرا حقوق مردم تبّت را رعايت نمىكنيد ؟ لشكركشى آمريكا به خليج فارس با اين همه قشون و حمله به كشتى تداركاتى و قايق‌هاى گشتى ، به آمريكا آبرو نمىدهد بلكه مردم دنيا از برخوردهاى آمريكا در خليج فارس ، تازه فهميدند كه آمريكا يك گردن كلفتِ قداره‌بند است . ( تكبير نمازگزاران ) اگر هجوم ، غارتگرى ، چپاول و آدم‌كشى حيثيت آفرين است ، آمريكايىها براى كسب حيثيت ، لازم نيست كه به خليج فارس بيايند . رسوايى ويتنام براى هميشهء آنها كافى است . حمله به ليبى بس است . آمريكايىها هميشه غارتگر و آدم‌كش بوده‌اند . اين كارِ امروز و ديروزِ آنها نيست كه از اين راه براى خودشان حيثيت و آبرو به دست بياورند . آمريكايىها يك بار در دنيا لباسِ صَلاح و تقوا پوشيدند و گفتند : خطر كمونيسم در دنيا بسيار مهم است . از علماى اسلام و مسيحيت و يهود دعوت كردند كه در « بِحَمدون » لبنان دور هم جمع بشوند و آنها با منطق و عقل و آمريكا هم با نيروى نظامى ، همگى با كمونيسم مقابله كنند تا دنيا را از خطر كمونيسم نجات دهند . يكى از افرادى كه به اين گردهمايى دعوت شده بود ، مرحوم آيت الله العظمى شيخ محمد حسين كاشف الغطاء بود . ايشان نامه‌اى به نمايندهء آمريكا نوشت كه به نام المَثَلُ العُلْيا فِى الاسلام لا فى بِحَمْدون چاپ شد . اين نامه بسيار خواندنى و ارزشمند است . مرحوم آيت الله العظمى كاشف الغطاء در آن نامه مىگويد : اى آمريكا ! ما هر چه ظلم ، ستم ، جنايت و آدم‌كشى ديديم ، از دستِ شما ديديم . هر باطلى بوده ، ريشه ، ساقه و زهرش در آمريكا بوده است . سپس ايشان خطاب به آمريكا مىگويد : « لَوْ كُنْتُمْ فى صَفٍّ وَ الشُّيُوعِيَّةُ فى صَفٍّ آخَرَ فَفى قِبالِكُمْ لِلشُّيُوعِيَّةِ الْفُ سَلامٍ » ؛ اگر شما در يك سو باشيد و كمونيسم در سوى ديگر باشد ، پس در مقابلِ شما ، هزار سلام بر كمونيسم باد ! در اينجا ، من بر خود لازم مىدانم كه از موضعِ صحيحى كه شوروى در برابر جريان خليج فارس گرفته است ، تقدير كنم . شوروى گفته است كه آمريكا با آمدن به خليج فارس و تهاجم نظامى و شاخ كشيدن و چنگال و دندان نشان دادن ، منطقه را متشنج‌تر مىكند و به آمريكا گفته است : بايد نيروهاى بيگانه از خليج فارس بيرون بروند ؛ زيرا ايران كسى نيست كه از اينها بترسد يا تسليمِ اينها شود . ما در برابر آمريكا در خليج فارس ، مقاومت مىكنيم . مىكُشيم يا كشته مىشويم . نمىگويم كه مىزنيم يا مىخوريم . پيروزى يا شكست ، به كارشناسان نظامى مربوط مىشود . آنها بايد در اين باره صحبت كنند . من مىگويم : بر حسب وظيفهء حتمىِ شرعى ، ما مىجنگيم ؛ مىكُشيم يا كشته مىشويم . ( تكبير نمازگزاران و شعار « موسوى ، موسوى ، زنده باد ! زنده باد ! » ) حتى اگر ما فقط يك شهيد داده بوديم ، در مقابل خونِ او مسئول بوديم و نمىتوانستيم كشور و دين و انقلابمان را در برابر آمريكا ، بى دفاع بگذاريم ، تا چه رسد به اينكه تعداد