تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
دنيا انقلاب ديده بود ؛ امّا انقلاب اسلامى نديده بود . رهبر ديده بود ؛ اما رهبراسلامى نديده بود . هنگامى كه انقلاب اسلامى ايران با يك رهبر روحانى ، به وقوع پيوست ، مستكبران دنيا مدّتى منتظر ماندند تا اين انقلاب را بشناسند . دنياى استكبار چنان مملكت ما را به روزِ سياه انداخته بود كه مطمئن بود هيچ كس نمىتواند اين مملكت را انسجام بخشد . آنها با تعهدات بين المللى ، ميثاق‌ها ، مقاوله‌نامه‌ها ، وابستگىها ، صنايع مونتاژ ، نابود كردن كشاورزى ايران ، ايجاد اختلافات و نارضايىِ قومى در خلق كُرد و بلوچ و غيره ، مشكلاتى در ايران به وجود آورده بودند كه اطمينان داشتند پس از پيروزى انقلاب ، هيچ كس قادر نخواهد بود كه گرهِ كور مشكلاتِ اجتماعى ايران را بگشايد . بنا بر اين ، دنياى استكبار مدتى را به انتظار نشست تا انقلاب اسلامى ايران توانايىهاى خود در حلّ مشكلات را نشان دهد . انقلاب ايران در جريانِ لانهء جاسوسى ، گروگان‌گيرى و درگيرىهاى دانشگاه ، نيم‌رخى از خود نشان داد . دنياى استكبار از قدرت و توانايى انقلاب اسلامى ايران ، به وحشت افتاد و تصميم گرفت با يك حركتِ حساب شده ، انقلاب اسلامى ايران را شكست دهد و نابود كند . به اين منظور ، كودتاى نوژه را طراحى كردند ؛ اما كودتاى نوژه شكست خورد . عمليات طبس را اجرا كردند . آن هم شكست خورد . وقتى جريان جنگِ تحميلى پيش آمد ، همهء اميدهايشان را به صدام و جنگ تحميلى بستند . با هر وسيلهء ممكن ، صدام را تقويت كردند . با تبليغات بوق‌هاى بين المللى عليه ايران ، با فشار اقتصادى غرب و شرق به ايران ، با موشك‌هايى كه به عراق دادند ، با آواكس‌هايى كه به عربستان دادند و به هر وسيلهء ممكنِ ديگر ، به ايران ضربه زدند ؛ اما الحمد للّه با مقاومت و شهامت ، از زير تمام اين ضرباتْ رو سفيد بيرون آمديم . امروز ما هستيم و اعزام‌هاى ما . ما هستيم و روحيهء رزمندگان ما . ما هستيم و زمين‌هاى پس گرفته‌مان . ما هستيم و فاو . ما هستيم و شلمچه . ما هستيم و كربلاى 10 . ( تكبير نمازگزاران ) ببينيد سردار قادسيه به چه روزى افتاده است . تا كنون ما از دست صدام به مجامع بين المللى شكايت مىكرديم و مىگفتيم : صدام بمب‌هاى شيميايى بر سرِ ما مىريزد . صدام براى اينكه مورد اعتراضِ مجامع بين المللى قرار نگيرد ، مقدارى از بمب‌هاى شيميايى را بر سرِ مردم عراق ريخت و با اين كارِ خود ، نشان داد كه هيچ چيز براى او مهم نيست . اخيراً هيئتى از سازمان ملل به ايران آمده و در باختران از خانواده‌هاى بى سلاحى كه صدام بمب شيميايى بر سرشان ريخته ، ديدن كرده‌اند . اين هيئت بعد از ايران ، به عراق مىرود تا كسانى را هم كه در عراق با بمب‌هاى شيميايىِ صدام مجروح شده‌اند ، بازديد كند . لازم نيست كه اينها به نفعِ ما شهادت بدهند ، حد اقل به نفع كردهاى عراق و ملت اسير عراق ، شهادت بدهند . دشمنان ما اين طور هستند ، صدام بمب شيميايى بر سرِ ملتِ خودش مىريزد و كويت زير چتر ابرقدرت‌ها مىرود . كويت به آمريكا مىگويد : من مىخواهم نفت بفروشم . كشتىهاى نفتكشِ من مىخواهند از خليج فارس عبور كنند . لطفاً شما پرچمتان را روى كشتىهاى من نصب كنيد تا زير سايهء پرچمِ شما زندگى كنم ! در جريان انقلاب مشروطه ، بعضىها براى اينكه امنيتِ خودشان را حفظ كنند ، پرچم روسيه يا انگليس را بالاى درِ خانه‌شان