تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ وَ الْعَصْرِ انَّ الانْسانَ لَفى خُسْرٍ الَّا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ « 1 » و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .

26 جمعه 25 مهر 1365 - دانشگاه تهران مهم‌ترين عنوان : كانون خانواده از نظر اسلام

خطبهء اول

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم احْمَدُكَ اللَّهُمَّ يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ وَ جَلَّ عَنْ مُلائَمَةِ كَيْفِيَّاتِهِ وَ اصَلّى وَ اسَلِّمُ عَلَى الدَّليلِ عَلَيْكَ فِى اللَّيْلِ وَ الْماسِكِ مِنْ اسْبابِكَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الأَطْوَلِ وَ عَلى آلِهِ الاخْيارِ الْمُصْطَفَيْنَ الابْرارِ . خداوند سبحان مىفرمايد : « وَ قَضى رَبُّكَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ احْساناً امَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ احَدُهُما اوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَريماً وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ . . . » « 2 » [ پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد . هر گاه تا تو زنده هستى هر دو يا يكى از آن دو سالخورده شوند ، آنان را ميازار و به درشتى خطاب مكن و با آنان به اكرام سخن بگوى . در برابرشان از روى مهربانى سرِ تواضع فرود آور . ] موضوع صحبت من در خطبهء اول ، اخلاق خانواده است . اخلاق خانواده ، بخشى از حقوق اجتماعى و فرهنگ عمومى اسلام است . انگيزهء من در انتخاب اين موضوع بحث ، اين است كه ما نظامى اسلامى و نوپا داريم و ادّعا مىكنيم كه جامعهء ما يك جامعهء اسلامى است . اين نظام نوپاى اسلامى ، جوشيده از انقلاب و ثمره و محصول و دستاورد اين انقلابِ گستردهء عظيم و پر بهايى است كه ما انجام داده‌ايم . ثمرهء تمام تلاش‌ها ، فداكارىها ، شهادت‌ها ، فرارها ، تبعيدها و خون‌هاى شهدا ، همين نظام جمهورى اسلامى و جامعهء اسلامىِ ماست . هنگامى اين نظام ، شايستهء برخوردارى از عنوان مقدّسِ « اسلامى » است كه همهء ابعاد اين نظام و جامعه به طور هماهنگ ، اسلامى شده باشند ؛ اما اگر گوشه‌اى از اين نظام و جامعه ، شرقى و گوشه‌اى ديگر ، غربى و بخشى از آن بر طبق سليقه‌هاى شخصى افراد باشد ، ديگر نمىتوان اين جامعه را جامعه‌اى اسلامى ناميد . نظام و جامعهء اسلامى يعنى نظام و جامعه‌اى كه تمام جنبه‌ها و ابعاد آن بر اساس وحى و تعاليم انبيا بنا شده باشد ؛ يعنى فرهنگ عمومى مردم ، آداب و رسوم اجتماعى ، اقتصاد ، قضاوت ، مراسم جشن و عزادارى ، مراسم نماز جمعه و جلسات دعا ، كتاب‌هاى آموزشى و درسى ، نوع پوشاك و پوشش مردم و ساير جنبه‌هاى زندگى مردم ، همگى بر اساس تعاليم اسلامى تهيه و تنظيم شده باشند . اما اگر برخى از ابعاد و جنبه‌هاى زندگى مردم بر طبق موازين اسلامى و بقيه به پيروى از رسوبات فرهنگىِ غرب ، غرب‌زدگى و رفاه‌طلبى شكل گرفته باشد ، در اين صورت ، چگونه مىتوان چنين جامعه‌اى را اسلامى ناميد ؟ ! بلكه بايد گفت : اين جامعه تنها در يك يا دو يا سه بُعدش اسلامى است ؛ اما هدف ما اين است كه جامعهء خودمان از هر جهت ، اسلامى شود . بنا بر اين ، بايد اهل قلم و سخن ، طرّاحان و برنامه‌ريزان و خلاصه همهء انديشمندان جامعه دست به دست هم دهند و تمام خرابىها و كمبودهاى جامعه را بر اساس تعاليم اسلامى نوسازى كنند . يك ضرب المثل مشهور مىگويد : « حقيقت تلخ است » . متأسفانه ما هم بايد اعتراف كنيم كه در هشت سالى كه از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ما مىگذرد ، در نتيجهء گرفتارىها و مشكلاتى كه پيش آمد ، ما فرصت كافى و مناسب براى ايجاد تحول و نوسازىِ تمام ابعاد جامعه بر اساس موازين اسلامى پيدا نكرديم . اما با اطمينان كامل عرض مىكنم كه خوشبختانه در بعضى از موارد مانند فرهنگ جبهه و جنگ ، همه دست به دست هم دادند و فرهنگ جامعه را بر اساس تعاليم اسلامى بازسازى كردند . در گوشه و كنار جامعه ، ذهنيت‌هاى غلطى در گفته‌ها ، نوشته‌ها ، برداشت‌ها و عملكردهاى انحرافى ديده مىشود . جلوه و تبلور اين ذهنيت‌هاى غلط در آداب و رسوم و عادات غير اسلامى جامعه وجود دارد . بوتيك‌ها ، پانكىها ، مجالس منكرات ، تفريح‌هاى ناسالم ، اعتياد به مواد مخدر ، بىبندوبارىها و هرزه گرايىهايى كه در گوشه و كنار جامعه به طور قاچاق و نيمه قاچاق به چشم مىخورد ، همگى ، علامت‌هاى عادات غير اسلامى و اخلاقيّات فاسدى است كه هنوز در كشور ما وجود دارد . هر چند اين فسادها دور از چشم افراد حزب اللهى و آميخته با ترس و وحشت انجام مىشود ؛ اما اين فسادها كه به صورت علف‌هاى هرز در جامعهء ما وجود دارند ، نشان مىدهند كه هنوز فرهنگ عمومى اسلامى به طور كامل در ميان مردم كشور ما جا نيفتاده است . به عنوان نمونه ، چندى پيش در يكى از شهرهاى ايران در يك باغ خارج از شهر ، يك مراسم عروسى برگزار شد . برادران عزيز پاسدار بر اساس قراين و دلايلى متوجه شدند كه در اين عروسى ، بساط هرزگى برپا است . اين برادران هم به آنجا رفتند و آن بساط را به هم زدند . صاحبان عروسى به جاى اينكه عذرخواهى كنند و مثلًا بگويند : ما متوجه نشديم ، جوان‌هاى ما بودند و با اين گونه حرف‌ها ،
هامش
( 1 ) - سورهء عصر ( 103 ) . ( 2 ) - سورهء اسراء ( 17 ) ، آيهء 23 - 24 .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 207 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي