بعد نوشته بود كه خدايا گوسفند را تو خلق كردى و گرگ را نيز خودت خلق كردهاى . پاى دونده به گرگ دادى و گوشت لطيف به گوسفند . بعد به گرگ مىگويى گوسفند را نخور . به جوان شهوت مىدهى و فرصت در اختيارش مىگذارى و بعد دستور ميدهى كه گناه نكند .
جواب همه اين حرفها اين است كه اگر خداوند آن چيزها را داده است ، قرآن را نيز ارسال فرموده است . در قرآن مىفرمايد : فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا . « 1 » خداوند هر دو راه را باز گذاشته است ، هم راه خير را و هم راه شرّ را ، وسيله هر دو را نيز مهيا كرده است .
قرآن كتاب هدايت است و عقل ، به تنهايى كافى نيست . عقل وسيله تشخيص است : تشخيص خير از شرّ و نور از ظلمت و راست از كج ، اما انسانها در تشخيص خود نيز گاه اشتباه مىكنند و باز كار خلاف انجام مىدهند . انسان ، با عقل تنها راه به جايى نميبرد و اگر قرآن نباشد انسان كور باقى ميماند . پيدا كردن صراط مستقيم از صراط غيرمستقيم خيلى مهم است . خداوند به پيامبر مىفرمايد : إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ . « 2 » اين بالاترين تعريفى است كه خداوند در سوره زخرف درباره پيامبر آورده است . يعنى راه تو راه مستقيم است . ما در نمازهاى واجب ، در شبانه روز ده بار ميگوييم : اهدنا الصراط المستقيم ؛ خدايا راه راست را به من نشان بده . مگر راهى كه ما ميرويم راه راست نيست ؟ حضرت على ( ع ) نيز نماز مىخواند و
هامش
( 1 ) . سوره شمس ، آيه 8 .
( 2 ) . سوره زخرف ، آيه 43 .