ى
افتن راه حل بر مىآيد ؛ در حالى كه اين راهها در بسيارى مواقع بىنتيجه و بىحاصل است . پس بجا و شايسته است به همان راهى باز گرديم كه خدا و رسول فرمودهاند تا مشكلات خود را حل كنيم . بخصوص آن كه ما خود را مسلمان مىدانيم و قرآن را كلام خداوند ، و خداوند را حكيم و عادل مىدانيم .
همچنين بايد توجه داشته باشيم كه قرآن را با دقت مطالعه و قرائت كنيم ؛ چرا كه انسان هرگاه پيرامون يك مسأله با دقت قرآن را مىخواند ، به نكاتى تازه بر خورد مىكند كه گويا براى اولين بار است آن آيه را قرائت مىكند ، يا گويا به تازگى قرآن نازل شده است و اين موضوع به تجربه براى خود من ثابت شده است .
نكت ديگرى كه بايد به آن توجه كرد اين كه مشكلات خانواده نظير مشكلات اقتصادى ، فرهنگى ، عدم تفاهم ميان اعضاى خانواده و . . . معمولًا در همه خانوادهها وجود دارد و فراگير است . به گواهى تاريخ گاهى اين مشكلات در خانواد انبياء و ائمه عليهمالسلام هم به وجود مىآمده است . به عنوان مثال عمر الاطرف پسر حضرت على ( ع ) است . حضرت على ( ع ) فرزندان متعددى با شخصيتهايى متفاوت داشتهاند . امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرزندان آن حضرتاند ، حضرت عباس پسر ايشان است ، محمد حنفيه فرزند ايشان است ، عمر الاطرف هم پسر امام على ( ع ) است . آنها هر كدام يك پسر هستند ، اين هم يك پسر است . در حالات او نوشتهاند كه در كربلا نبوده ، اصلًا گويا امام حسين ( ع ) چنين برادرى نداشتهاند ! پس از باز گشت اسرا به مدينه هم نامى از او ذكر نشده است وقتى
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 124
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٢٤