با قرآن ، كم رنگ مىكند و اين انگيزه را از انسان مىگيرد ؛
ب . مراد اين است كه خداوند علوم لازم براى تحدى با قرآن را از بشر سلب مىكند ، يا از قلوب آنها بر طرف مىكند و يا اينكه اصلًا براى آنها حاصل نمىشود ؛
ج . بشر قادر است همانند قرآن را بياورد ، اما خداوند مانع آن مىشود . سيد مرتضى بر اين ديدگاه است . « 1 » ايشان معتقد است كه فرد ، علم به نظم قرآن و چگونگى تركيب كلمات و جملات را دارد و هركس به اين دو علم آگاه باشد مىتواند مثل قرآن را بياورد ، اما با اينكه اين دو علم نزد بشر وجود دارد ، ولى هرچه تلاش مىكند نمىتواند مثل قرآن را بياورد . ( كلما حاولوا ذلك ازال الله تعالى عن قلوبهم تلك العلوم ) ، زيرا خداوند آن علوم را از قلب آنها زائل مىكند . « 2 »
اين ديدگاه داراى اشكالات زير است :
الف . معنى ندارد افراد تا قبل از نزول قرآن بتوانند مانند آن را بياورند اما بعد از نزول آن ديگر توانايى اين كار را نداشته باشند .
ب . تحدى زمانى معنا پيدا مىكند كه انسان به هيچ وجه توانايى انجام و آوردن آن كار را نداشته باشد ، اما اگر قدرت دارد و خداوند آن قدرت را از او گرفته ، تحدى معنا و مفهوم پيدا نمىكند و اين همانند اين
هامش
( 1 ) . ر . ك : شريف مرتضى ، الموضح عن جهة اعجاز القرآن ، ص 93 .
( 2 ) . معرفت ، تلخيص التمهيد ، ج 2 ، ص 78 .