تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بپردازد و اگر به ذمّه بخرد و در موقع خريدن قصد او اين باشد كه از مالى كه خمس يا زكات آن را نداده پول ملك را بدهد ، تصرّف و نماز در آن صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه در آن نماز نخواند . « مسألهء 898 » اگر صاحب ملك اجازهء نماز خواندن بدهد ، ولى انسان بداند كه قلباً راضى نيست ، نماز خواندن در ملك او باطل است و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلباً راضى است ، نماز صحيح است . « مسألهء 899 » تصرّف در ملك كسى كه مرده و خمس يا زكات بدهكار بوده است ، حرام و نماز در آن باطل است ، مگر آن كه بدهى او را بدهند يا بنا داشته باشند بدون مسامحه بپردازند . « مسألهء 900 » تصرّف در ملك كسى كه مرده و به مردم بدهكار بوده است ، حرام و نماز در آن باطل است ؛ ولى تصرّفات جزيى كه براى برداشتن جنازهء مرده معمول است ، اشكال ندارد و نيز اگر بدهكارى او كمتر از مالش باشد و ورثه نيز تصميم داشته باشند كه بدون مسامحه بدهى او را بپردازند ، تصرّف در آن با رضايت ورثه و طلبكاران اشكال ندارد . « مسألهء 901 » اگر كسى كه مرده قرض نداشته باشد ، ولى بعضى از ورثهء او صغير يا ديوانه يا غايب باشند ، تصرّف در ملك او حرام و نماز در آن باطل است ؛ ولى تصرّفات جزيى كه براى برداشتن جنازهء مرده معمول است ، اشكال ندارد . « مسألهء 902 » نماز خواندن در مسافرخانه و حمام و مانند آن كه براى واردين آماده است ، در صورتى كه نمازگزار به عنوان مهمان يا مسافر و يا براى انجام كارى آنجا باشد ، اشكال ندارد ، امّا اگر فقط براى خواندن نماز به آنجا برود ، اشكال دارد ، مگر اين كه به رضايت مالك آن اطمينان داشته يا اجازه داشته باشد ؛ ولى در غير اين قبيل مكانها ، در صورتى مىتوان نماز خواند كه مالك آن اجازه بدهد يا حرفى بزند كه معلوم شود براى نماز خواندن اذن داده است ، مثل اين كه به كسى اجازه دهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مىشود براى نماز خواندن نيز اجازه داده است . « مسألهء 903 » نماز خواندن در زمين‌هاى بسيار بزرگى كه مردم ناچارند در آنها