[ حدّ الوطء مع الميتة ]
[ مسألة 4 - الحدّ في وطء المرأة الميتة كالحدّ في الحيّة رجماً مع الإحصان وحدّاً مع عدمه بتفصيل مرّ في حدّ الزنا ، والإثم والجناية هنا أفحش وأعظم ، وعليه تعزير زائداً على الحدّ بحسب نظر الحاكم على تأمّل فيه .
ولو وطأ امرأته الميتة فعليه التعزير دون الحدّ ، وفي اللواط بالميت حدّ اللواط بالحيّ ويعزّر تغليظاً على تأمّل . ]
حدّ زناى با ميّت
اين مسأله سه فرع دارد :
1 - حدّ زناى با زن مرده همانند حدّ زناى با زن زنده است . اگر زناى او احصانى باشد ، حدّش رجم ؛ و گرنه تازيانه است ؛ به همان تفصيلى كه در باب زنا گذشت . گناه و جنايت در اينجا بزرگتر و فاحشتر است ؛ علاوه بر حدّ مذكور ، او را به آنچه حاكم مصلحت مىبيند نيز تعزير مىكنند ؛ البتّه در اين مطلب تأمّل داريم .
2 - اگر مردى با همسر ميّت خود جمع شد ، او را تعزير مىكنند ؛ و حدّى ندارد .
3 - اگر با ميّتى لواط كرد ، همان حدّ لواط به اضافه تعزير در حدّش اجرا مىشود ؛ البته در ثبوت تعزير تأمّل داريم .
تذكّر : امام راحل رحمه الله در اين مسأله مىفرمايد : « كالحدّ في الحيّة رجماً مع الإحصان وحدّاً مع عدمه » اگر نسخه غلط نباشد ، سزاوار بود به جاى « حدّاً » ، « جلداً » مىفرمود ؛ زيرا ، رجم نيز نوعى حدّ است و حدّ به تازيانه اختصاص ندارد ؛ بلكه قتل ، رجم و . . . نيز انواعى از حدّ است .
فرع اوّل : وطى با زن مرده
اگر مردى با زن مردهى اجنبى زنا كرد ، مانند كفن دزدهاى سابق كه پس از نبش قبر و كفن دزدى با ميّت زنا مىكردند ، - حكم نبش قبر و سرقت كفن در مسائل گذشته بهطور مفصّل گذشت ، اكنون سخن در حكم عمل شنيع است . - مىفرمايند : اگر فاعل همسر دارد و واجد