نقد دلالت روايت :
اوّلًا : سندش ارسال دارد و اگر از اين جهت صرفنظر كنيم ، اين روايت فقط يك فرض از فروض سهگانه را مىگويد ؛ يعنى صورتى كه دست چپ سارق شلّ و دست راستش سالم است ؛ با قطع دست راستش مانند افراد بىدست مىگردد ؛ و براى غذا خوردن ، تطهير و استنجا به مشكل برخورد مىكند . در آخر روايت صحيحهى عبدالرحمان بن حجّاج چنين آمده : « وكان عليّ عليه السلام يقول : إنّي لأستحيي من ربّي أن لا أدع له يداً يستنجي بها أو رجلًا يمشي عليها » . « 1 » اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمود : من از خداوند حيا مىكنم براى او دستى نگذارم تا با آن استنجا و تطهير كند يا پايى نگذارم كه با آن راه برود . اين قسمت روايت تأييد كلام مرحوم اسكافى است . او مىگويد : چنين فردى كه دست چپش معيوب است اگر دست راستش بريده شود ، با چه وسيلهاى نيازهاى خود را بر طرف كند ؟
ليكن بيان ايشان بر فرض اغماض از ارسال روايت ، در جايى كه دست راست شلّ و دست چپ سالم و يا هر دو دست شلّ باشد ، جا ندارد .
روايت صحيحهى عبدالرّحمان بر فرض اين كه بيان امام اميرالمؤمنين عليه السلام به منزلهى تعليل باشد ، نمىتواند در مقابل روايات صحيحهاى كه مىگويد : « تقطع يمينه على كلّ حال » و مشهور نيز بر طبقش فتوا دادهاند ، مقاومتى داشته باشد . بنابراين ، ما نمىتوانيم از چند روايت صحيحه كه صريح در مطلب است و مورد عمل و فتواى غير اسكافى است در مقابل روايت مرسل يا شبه تعليلى دست برداريم .
عدم قطع دست راست با احتمال خطر جانى
امام راحل رحمه الله در ادامهى اين مسأله فرمود : اگر احتمال خطر جانى در قطع دست راست ناسالم سارق دهيم ، و اين احتمال عقلايى با منشأ و اساس عقلايى باشد ، مانند اين كه طبيب به ما بگويد : اگر دستش را قطع كنيد ، مىميرد و يا احتمال مردنش قوى است ؛ در اين صورت ، به خاطر اين كه بر حيات و جان سارق محافظت كرده باشيم ، دستش را نمىبريم ؛ ليكن آيا دست چپ سالم يا دست چپ ناسالم كه در قطعش احتمال خطرى نيست ، قطع
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 495 ، باب 5 از ابواب حدّ سرقت ، ح 9 .