اعتبارى ندارد .
امام صادق عليه السلام فرمود : نبّاشى را گرفتند نزد اميرمؤمنان عليه السلام آوردند ، عقوبتش را تا روز جمعه به تأخير انداخت . در روز جمعه او را زير قدمهاى مردم قرار داد ؛ مرتّب روى او راه رفتند تا مرد .
اين قضيّه از طريق ابن ابى عمير نيز نقل شده بود كه به صورت « غير واحد من أصحابنا » « 1 » بود ؛ چنين مرسلى را نيز نمىتوان كنار گذاشت . از طريق صدوق رحمه الله هم كه مرسل معتبر بود ؛ لذا اين قضيه سند قابل اعتماد دارد ، ليكن :
اوّلًا : مطلب در اين دو روايت معتبر به امام معصوم عليه السلام اسنادى ندارد .
ثانياً : شهرت فتوايى بر خلاف آن است . لذا بايد فتواى مشهور را پذيرفت .
اعتبار نصاب در كفن دزدى
نتيجهى بحثهاى گذشته اين شد كه اگر كسى نبش قبر كرد و كفن ميّت را دزديد ، عنوان سارق بر او منطبق است ؛ و همان حدّى كه در سرقت از احيا مترتّب بود ، در اين حالت نيز اجرا مىگردد ؛ ليكن بحثى بين فقها در اعتبار بلوغ قيمت كفن به حدّ نصاب مىباشد ، سه قول در اين مطلب هست :
1 - اعتبار نصاب ، همان طورى كه امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله اختيار كردهاند ، و مختار شيخ مفيد ، « 2 » سلّار « 3 » و ابنحمزه رحمهم الله « 4 » مىباشد ؛ بلكه به اكثر نسبت دادهاند . « 5 » يعنى شرايط كفن دزدى را با سرقت اموال ديگر يكسان مىبينند ، فقط اختلاف در مرده و زنده بودن است ؛ و گرنه كفن ، مال غير و قبر هم حرز براى آن است ، شكافتن قبر نيز هتك حرز به شمار مىآيد .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 511 ، باب 19 از ابواب حدّ سرقت ، ح 3 .
( 2 ) . المقنعة ، ص 804 .
( 3 ) . المراسم ، ص 260 .
( 4 ) . غنية النزوع ، ص 434 .
( 5 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 179 ؛ المختلف ، ج 9 ، ص 241 .