شديدى بين فقها ديده مىشود . گروهى مانند شيخ مفيد رحمه الله در مقنعه ، « 1 » شيخ طوسى رحمه الله در نهاية « 2 » و مرحوم ابن زهره در غنيه « 3 » گفتهاند : بايد به اندازهاى صبر كرد كه جاى تازيانهها خوب شده و ناراحتى آن بر طرف گردد ؛ پس از آن ، او را سنگسار مىكنند . دليل اين مطلب آن است كه اگر بلافاصله پس از تازيانه زدن ، شخص سنگسار شود ، هدف شارع از حكم به تازيانه تأمين نمىشود ؛ زيرا ، مقصود از اجراى تازيانه فقط ضرب نيست ، بلكه ناراحتى و رنجهايى مثل تورّم محل ضرب و غير آن كه به دنبال تازيانه وجود دارد نيز مورد قصد است ؛ و با سنگسار شدن ، فرد از بين رفته و ديگر متحمّل آن ناراحتىها نمىشود .
ابن ادريس رحمه الله در سرائر « 4 » فتوا به استحباب تأخير داده است . علّت آن را نيز روايتى مىداند كه به نحو ارسال به اصحاب نسبت مىدهد : « روي أصحابنا أنّه لا يرجم حتّى يبرأ جلده ، فإذا برأ رجم » ؛ يعنى : اصحاب روايت كردهاند : شخص سنگسار نمىشود تا پوست بدنش خوب شود ، آنگاه او را رجم مىكنند .
در علّت فتواى به استحباب مىگويد : غرض شارع از سنگسار هلاكت و نابودى شخص است ؛ پس ، لزومى در تأخير رجم نيست ؛ ولى با وجود چنين روايتى كه اصحاب نقل كردهاند ، براى اينكه به طور كامل با روايت مخالفت نكرده باشيم ، با ظهور آن مخالفت كرده ، و فتوا به استحباب مىدهيم .
صاحب جواهر رحمه الله و گروهى از متأخّران نيز به استحباب متمايل شدهاند . « 5 » در برابر اين فتوا ، قول ديگرى مبنى بر عدم جواز تأخير رجم وجود دارد ؛ و بيان مىكند عبارت : « ومنه يتّجه عدم القول بالجواز » اشتباه چاپ شده و صحيح آن : « ومنه يتّجه القول بعدم الجواز » است . مرحوم محقّق اردبيلى رحمه الله در كتاب مجمع الفائدة والبرهان « 6 » تنها
هامش
( 1 ) . المقنعة ، ص 775 .
( 2 ) . النهاية في مجرد الفقه والفتوى ، ص 699 .
( 3 ) . غنية النزوع ، ص 424 .
( 4 ) . السرائر ، ج 3 ، ص 451 .
( 5 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 346 .
( 6 ) . مجمع الفائدة والبرهان ، ج 13 ، ص 61 .