است . به اعتقاد برخى روان شناسان ، اين نوع بيمارى ، از پيچيدهترين بيمارىهاى روحى محسوب مىشود . از اين رو ، در صد موفقيت اين نوع معالجات نسبت به بيماران اختلال هويت جنسى ، بسيار كم است . بنابراين ، روشهاى ديگر مورد توجه قرار مىگيرد .
روش دوم - هورمون درمانى : اين روش به صورت مستقل و يا به صورت روش تكميلى در كنار روش اول و روش سوم مورد توجه قرار مىگيرد . پزشكان با تقويت هورمون جنسيتى كه علايم آن در بدن شخص ظاهر است ، تلاش مىكنند كه بين بدن و روان او توافق و هماهنگى ايجاد نمايند . علاوه بر اين ، اين روش مىتواند در تمييز غالبيت جنسيتى بر جنسيت ديگر در دو جنسى ( خنثاى بدنى ) نيز استفاده شود ؛ زيرا در دو جنسى نيز قبل از برداشت علايم يكى از دو جنسيت ، بايد براى پزشك جراح ، اثبات شود كه بقاى علايم كدام جنسيت براى شخص مناسبتر و مفيدتر است و هورمون درمانى مىتواند در تشخيص جنسيت مناسب به جراح كمك نمايد . « 1 » روش سوم - انجام جراحى تغيير جنسيت : در اين روش شخص به جنسيتى ملحق مىشود كه در نتيجهء آزمايشات براى پزشك متخصص ، هماهنگى و توافق آن نسبت به بدن و روان شخص بيشتر است . در نتيجه ، در اين روش علايم جنسى بدنى ترا جنسيتى ( ترانس سكشوال ) برداشته مىشود و براى او علايم مصنوعى جنسيتى درست مىشود كه او به آن جنسيت ملحق شده است .
ضمناً انجام جراحى تغيير جنسيت در دو جنسىها نيز مورد توجه پزشكان جراح است . در اين حالت ، مميزى يكى از دو جنس نامناسب نسبت به وضع و تمايلات روانى شخص برداشته مىشود و علايم بدنى جنسيت مناسب جايگزين مىگردد .
هامش
( 1 ) . علىرضا باريكلو ؛ « وضعيت تغيير جنسيت » ، انديشههاى حقوقى ، ش 5 ( زمستان 82 ) ، ص 69 .