از درمان وى درماندند و پدر و مادر به ناچار از فرستادن وى به مدرسه خوددارى كردند و او جوانى بىتربيت و بىسواد با پوشش مردانه باقى ماند و براى پسر جلوه دادن خويش در اجتماع به اغواى دختران ، كه از راز او بىخبر بودند ، پرداخت و چندين بار نيز اقدام به ربودن دختران با ماشين خود كرد و هر بار مقامات قضايى محل را در اتخاذ تصميم دچار سرگردانى نمود و چون در ايران پزشكان قانونى با تغيير جنسيت او مخالفت نمودند ، به عنوان گردش به اروپا رفت و در آنجا با عمل جراحى ترميمى ، تخمدان و رحم او را خارج كردند و با مسدود نمودن مهبل و ايجاد دستگاه تناسلى ظاهراً مردانه و تجويز هورمونهاى جنسى مذكر ، او را روانه ايران نمودند . فقدان هورمونهاى جنسى زنانه به تدريج او را به زنى چروكيده تبديل كرد ؛ در حالى كه هنوز در اوج جوانى بود و عدم كارآيى هورمونهاى مردانه نيز روز به روز آشكارتر شد . نوميدى از دست يافتن به قوهء مردى و پشيمانى از دست زدن به عمل جراحى به تدريج در او قوت گرفت و با از دست دادن پدر و مادر به مواد مخدر پناه برد و آرامش ناشى از استعمال افيون او را به تفكر در مورد گذشته و جوانى تباه شدهء خود واداشت و تازه در اين هنگام بود كه به فكر چاره جويى افتاد و لباس مردانه را از خود دور كرد و زنى كامل عيار شد ، ولى افسوس كه سپرى شدن دوران جوانى و از همه بدتر فقدان دستگاه تناسلى زنانه و برداشتن تخمدانها ، ديگر آب رفته را به جوى باز نمىگرداند و او به صورت خانمى معتاد به مواد مخدر و فردى خنثى ، به انتظار مرگ روز خود را مىگذرانيد ، در حالى كه ثروت و مكنت باقى مانده از پدر و مادر براى او مفيد فايدهاى نبود .
سرانجام به اين جانب مراجعه نمود و اكنون به توصيهء من كودك بىسرپرستى را به فرزندى قبول كرده و مواد مخدر را ترك گفته و اوقات خود را صرف تربيت آن كودك مىنمايد و تنها عشق به آيندهء اين كودك است كه او را زنده نگه داشته است . « 1 »
هامش
( 1 ) . فرامرز گودرزى ؛ پزشكى قانونى ، چاپ 1370 ، ص 613 - 614 .