مىكنند كه به عنوان عضوِ جنسِ مقابل پذيرفته شوند و آرزو مىكنند كه مثل فردى متعلق به جنس مقابل زندگى كنند و مورد مدارا قرار بگيرند . علاوه بر اين ، سعى مىكنند كه ويژگىهاى جنس مقابل را كسب كنند . ممكن است معتقد باشند كه با جنس عوضى متولد شدهاند و عبارات مشخص در اين رديف بيان مىكنند : « احساس مىكنم زنى هستم كه در جسم مردانه به دام افتادهام » ، يا برعكس .
اين نوجوانان و بزرگسالان غالباً درخواست اقدامات طبى و اعمال جراحى براى تغيير جنسيت يا تغيير دادن ظاهر جسمى خود دارند . بسيارى از پزشكان از اصطلاح « ترانس سكشوال » يا «
Ts
» يا « اختلال هويت جنسى » استفاده مىكنند . خود اين افراد نيز در اشاره به خود ، از اصطلاح « ترانس سكشوال » استفاده مىكنند . شخص ترانس سكشوال ، اشتغال ذهنى مستمر با از بين بردن صفات جنسى اوليه و ثانوى خود و كسب صفات جنس مقابل دارد . ميل به ملبس شدن و زندگى كردن به صورت عضوى از جنس مقابل هميشه وجود دارد . دستگاه تناسلى آنها براى خودشان نفرت آور است و به همين دليل ، مصرّانه در خواست عمل جراحى مىكنند . اين ميل ممكن است بر تمام اميال شخص غلبه كند .
گفتار پنجم : علايم و نشانههاى اختصاصى
هر چند پيشتر به نوعى به برخى علايم و نشانههاى تراجنسيتى ( ترانس سكشوال ) به صورت پراكنده اشاره شده است ، ولى در زير به طور مشخص به چند نشانهء اين بيمارى اشاره مىشود :
بند اول : تشخيص ترانس سكشواليسم موقعى داده مىشود كه شخص مبتلا ، داراى جنسيت مشخص و قطعى ، چه از نظر جسمانى و چه از نظر بيولوژى باشد و هيچ گونه شكى از اين نظر وجود نداشته باشد . جنسيت توارثى ( ژنتيك ) و گونادها و گونادوفورها و اعضاى تناسلى خارجى و خصوصيات جنسى ثانوى همگى به طور قطعى ، مشخص جنسيت آن شخص باشد .
بند دوم : از نظر روانى هم اين افراد به طور قاطع خود را متعلق به جنس مخالف خود