مىپذيرد . امروزه افرادى به عنوان خنثاى روانى يا تراجنسيتى ( ترانس سكشواليسم ) « 1 » شناخته مىشوند كه از نظر ظاهر ، مرد يا زن هستند ، ولى از نظر روان و روح ، به جنس مخالف تعلق دارند . اين عده دچار « اختلال هويت جنسى » بوده و نمىدانند كه آيا مرد هستند يا زن ؟ ! يكى از پزشكان « 2 » به اين گونه بيماران روانى ، عنوان « روان دگر جنسى » اطلاق مىكند ؛ يعنى كسانى كه از نظر روانى ، به جنس مخالف تعلق دارند .
از نظر عدهاى از پزشكان ، درمان ويژه در مورد اين افراد ، انجام عمل تغيير جنسيت است كه در بيشتر كشورها ، اين كار انجام مىشود . تقريباً 4 تا 6 نفر در هر 100000 نفر ، به عنوان بيمار ترانس ( تراجنسيتى ) شناخته شده است . اين آمار در تمام كشورها ، يك سان است « 3 » و براى مثال ، در ايران 28000 تا 48000 نفر از اين بيماران وجود دارند . بيشترين گفت و گوها و بحثهاى فقهى و حقوقى در مورد اين افراد مىباشد .
بررسىهاى فقهى و حقوقى دربارهء تغيير جنسيت مىتواند مكمل مباحث پزشكى ، روان پزشكى و . . . . . باشد . بنابراين ، بُعد فقهى و حقوقى اين مسأله ، تنها بخشى از ابعاد مختلف پديدهء تغيير جنسيت است . پژوهشهاى مربوطه بايد همه جانبه و كامل باشد . تنها در صورت جامعيت نگرى مىتوان چارچوبهاى علمى صحيح و درستى را تدوين نمود . برخى ديدگاههاى مطرح شده ، بدون توجه به واقعيتهاى خارجى است . گاه ديدگاهى به عنوان « منع و حرام » مطرح مىشود ، كه با توجه به نيازهاى جديد و مصالح و نيز ملاحظهء فقه حكومتى و مديريت جامعه ، موجبات « تجويز و ترخيص » را فراهم مىسازد .
البته به اين نكته توجه داريم كه بايد مستندات فقهى از خود اسلام و فقه پوياى اسلامى پيدا شود ، نه اينكه چون در جهان غرب تجويز شده ، پس ما هم مىتوانيم تجويز كنيم ! به عبارت ديگر ، قواعد و مبانى فقهى قابليت انعطاف لازم را دارا بوده و مبانى اجتهادى آن ، به قدر كافى پويايى و غنا را دارد كه متناسب با نيازهاى زمان و
هامش
( 1 ). Transsexual( 2 ) . پروفسور بهرام مير جلالى ، جراح تغيير جنسيت در ايران .
( 3 ) . بهرام ميرجلالى ، بيمارى ترانسكسواليته را بهتر بشناسيم ( روان اگر جنسى ) ، يادداشت كوتاه ، ص 1 .