انديشمندان « 1 » ميان مرحله نوزداى « 2 » و بلوغ « 3 » ، مرحله ديگرى به نام « كودكان ميانسال » « 4 » قائل شدهاند . و همين جهت ، سبب شده كه قانونگذار امكان ورود كودكان به فعاليتهاى اجتماعى را در سنين مختلف فراهم نمايد - كه بحثش گذشت - . اين امر نه تنها در مورد كودكان ، كه در مورد بزرگسالان نيز وجود دارد . امورى مثل ترك تابعيت ، اشتغال به قضاوت ، وكالت ، انتخاب شدن به عنوان نماينده مجلس و . . . منوط به داشتن سنّ خاصى است كه ظاهراً فرض قانونگذار بر اين بوده كه اين مشاغل و مسؤوليتها و تصميمگيرىها ، توانايى و صلاحيت خاصى را مىطلبد . لذا ، حتّى خروج از هيجده سالگى نيز به معناى ورود كامل كودك به جامعه بزرگسالان نخواهد بود . « 5 » البته اين نكته نيز نبايستى از نظرها دور گردد كه اسناد حقوق بشرى مرتبط با كودكان ، ماهيتى حمايتى دارند . لذا ، قرار دادن سنّى بالاتر به عنوان پايان دوران كودكى ، به خاطر حمايت از آنهاست . در نهايت ، ذكر اين نكته اهميت دارد كه بحث از مفهوم كودكى و بلوغ ، بسيار وسيعتر از آنچيزى است كه در اين مختصر آمد ، و مجال بيشترى مىطلبد ؛ و حتّى مىتوان گفت به اندازه كتابى مستقل ، در اين زمينه مطلب وجود دارد كه اين نوشتار گنجايش آن را ندارد . از اين رو ، به همين مختصر اكتفا مىگردد .
مبحث دوّم : تعريف تنبيه بدنى و ساير سوء رفتارها
در مورد تنبيه و مجازات بدنى كودكان ، نظرها و تعريفهاى گوناگونى از سوى صاحبنظران ارائه شده است كه مفهوم و مفاد تمامى آنها در نهايت ، به يك مطلب
هامش
( 1 ). Ibid , P . .( 2 ). Infancy .( 3 ). Adolescence .( 4 ). Middle aged Children .( 5 ) . ر . ك : نسرين مصفا و همكاران ، كنوانسيون حقوق كودك و بهرهورى از آن در حقوق داخلى ايران ، صص 121 - 123 .