تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
عقل و قاعده‌اى كه اثبات لغت كند نداريم . دوستان مستحضرند كه مرحوم آخوند در بحث كفايه و در بحث مشتق فرموده كه آيا مشتق موضوع بر متلبس بالمبدأ است يا اعم ؟ فرمود اصلى وجود ندارد كه تعيين كننده‌ى يكى از دو طرف باشد . اگر كسى وضع و لغت را با تبادر اثبات كرد كه مشكلى نيست اما اگر شك كرد و خواست بر اساس اصل بگويد اصل بر اين است كه وضعش اعم است و يا اينكه قدر متيقّن وضع براى خصوص متلبس است چنين اصلى نداريم و لذا اگر وضع مورد ترديد قرار گرفت ، اصل در عنوان و وضع جارى نمىشود ، بلكه در احكام جارى مىشود ، در احكام كه جارى مىشود : يعنى گفته مىشود فرض كنيم با مرگ صاحب رحم جايگزين آيا ارث آن فرزند صورت مىگيرد يا نه ؟ اصل عدم ارث است و لكن معنايش اين نيست كه هيچ يك از احكام مادرى بار نمىشود ، اگر شك در محرميت داشته باشيم ، اصل آنجا محرميت است ، اصل برائت جارى مىشود ، ممكن است برگرديم به اينكه اصل هم عدم محرميت است ، ولى اينجا از جاهايى است كه اصل برائت از نامحرمى جارى مىشود و فرق دارد با آن موارد ديگر . پس همان طورى كه مرحوم آخوند فرموده اصل عملى در هر حكمى بايد سنجيده شود . بعد از آن كه لغت مادر اثبات نشد نسبت به كسى كه زايمان مىكند يا كسى كه نطفه از او متولد مىشود ، نوبت به اصل عملى مى رسد و در هر حكمى بايد اصل را نسبت به حكم آن سنجيد كه چه خواهد شد ؟