وجود و عدم وجود يك جزء به صورت مفاد كان تامّه است - يعنى : قاعده تجاوز ما را به وجود جزء مشكوك متعبّد مىكند - . بنابراين ، قدر جامعى در اين بين وجود ندارد ؛ چه آن كه متعلّق تعبّد در هر يك از اين دو قاعده با ديگرى تفاوت دارد و مغاير يكديگرند - در قاعده فراغ ، « هذا الموجود صحيح أم لا ؟ » است ؛ ولى در قاعده تجاوز ، « هذا الجزء موجود أم لا ؟ » مىباشد - و هر كدام مستقلًا نياز به جعل جداگانه دارند .
كلام شيخ انصارى رحمه الله
مرحوم شيخ انصارى قدس سره - همانگونه كه بيان شد - قائل به وحدت قاعده هستند ؛ و كلام ايشان گويا جواب از دليل اوّل است . ايشان قاعده فراغ را به گونهاى تفسير كردهاند كه به قاعده تجاوز بازگشت مىكند و مفاد قاعده فراغ را نيز مفاد كان تامّه قرار داده و فرمودهاند :
« أنّ الشكّ في صحّة الشيء المأتيبه حكمه حكم الشكّ فى الإتيان ، بل هوهو ؛ لأنّ مرجعه إلى الشكّ في وجود الشيء الصحيح » « 1 » .
بر اساس اين بيان ، زمانى كه در صحّت شىء موجود شكّ مىشود ، در واقع ، در وجود شىء صحيح شكّ مىشود ؛ و در نتيجه ، تصوير قدر جامع هيچ مانعى نخواهد داشت ؛ چرا كه مفاد هر دو قاعده ، مفاد كان تامّه است .
اشكالات وارد بر كلام شيخ انصارى رحمه الله
عقيدهى شيخ انصارى مورد سه اشكال مهم قرار گرفته است :
1 - اشكالات ميرزاى نائينى رحمه الله
مرحوم محقّق نائينى رحمه الله پس از بيان دليل اوّل و نقل كلام شيخ اعظم رحمه الله دو اشكال بر مطلب ايشان وارد مىكنند كه عبارت است از :
هامش
( 1 ) - مرتضى انصارى ، فرائد الاصول ، ج 3 ، ص 342 .