تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى فقهى تلقيح مصنوعى (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
يكى از آثار نفى نسب ولد الزنا آن است كه او بر طبق ديدگاه مشهور فقهاء ، از زانى و زانيه ارث نمىبرد . البتّه در مقابل ديدگاه مشهور ، برخى از قدماى از فقهاء ، مثل شيخ صدوق و يونس بن عبد الرحمن ، معتقد بودند كه ولد الزنا از پدر يا مادر خود ارث مىبرد « 1 » . دليل آنها نيز بعضى رواياتى است كه در اين زمينه وارد شده است . حال كسانى كه براى نسب مفهومى شرعى قائلند ، به نفى نسب از ولد الزنا و محروميّت او از ارث استدلال كرده‌اند ، كه معناى آن اين است كه ام و اب بودن ، در دست شارع است ، اگر حكم به پدرى يا مادرى كرد ، مىتوان نسب را اثبات نمود ، در غير اين صورت نمىتوان كسى را بر اساس نظر عرف ، منتسب به مادر يا پدرى كرد .

نقد استدلال به نفى نسب ولد الزنا

با توجّه به مدارك و مستنداتى كه اين ديدگاه تا اينجا ارائه كرد ، اين سؤال مطرح مىشود كه آيا اگر شارع مقدس گفت فلانى از فلانى ارث نمىبرد ، مىتوان نتيجه گرفت كه بين اينها نسبى وجود ندارد ؟ آيا از نفى الإرث مىتوان استفاده كرد كه از نظر شرع ، اصلا نسبى وجود ندارد ؟ يا اينكه شارع ، اصل وجود نسب را بين زانى و بين اين ولد الزنا قبول دارد ، ولى در مورد ارث حكماً آن را خارج كرده است و آن را تخصيص زده است ؟

دوران بين تخصيص و تخصّص

چنان كه بيان داشتيم ، بر طبق ديدگاه مشهور ولد الزنا ارث نمىبرد ،
هامش
( 1 ) . تفصيل اين قول را در جواهر الكلام 39 : 275 ، بخوانيد .