حالى كه بر حسب اين روايت ، مطلب كاملًا بر عكس است ؛ يعنى ممكن است نقمت ، نشانهء عنايت و نعمت خداوند متعال باشد .
2 - به طور عادى و طبيعى ، انسانى كه در ناز و نعمت باشد ، هر چه نعمت بيشترى به او داده شود از توجهش به خداوند تبارك و تعالى كاسته خواهد شد ؛ بنابراين از اين روايت بايد اين درس را هم بگيريم كه مبادا نعمتها ما را از خداوند دور كند ، و نعمتها نبايد باعث شود كه انسان ، خداوند را فراموش كند ؛ هرچند چنين اقتضايى در ذات نعمت وجود دارد . انسان در حالت ابتلا به مشكلات توجّهش به خداوند فراوان است ؛ ولى در حال توانگرى و رفاه ، كمتر به خداوند توجّه مىشود ؛ حال آنكه انسان چه در حال نعمت و چه درحال نقمت بايد به خداوند تبارك و تعالى توجه كامل داشته باشد ؛ يعنى آنگونه كه همواره در حال نقمت ، خواهان رفع گرفتارى خود از خداوند متعال است بايد در حال نعمت نيز به عنوان سپاس و به عنوان شكرِ منعم به او توجه كامل داشته باشد .
پرسش :
3 - نكتهء سوم را در قالب يك پرسش و پاسخ مطرح مىكنيم :
مقصود از
« إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً
» در مقابل «
إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً
» چيست ؟ خداوند چگونه نسبت به يك بنده ، اراده خير و نسبت به بندهء ديگر اراده شرّ مىكند ؟ ! آيا اين امر تنها به ارادهء خداوند متعال بستگى دارد ؟ ! يعنى خداوند دلش مىخواهد نسبت به بنده اى ارادهء خير كند ، بدون اينكه آن عبد خصوصيّت و مزيّتى داشته يا مقتضاى اين اراده در او محقّق باشد و نسبت به عبدى اراده شرّ مىكند ، بدون اينكه خصوصيّت و قابليتى در او وجود داشته باشد ؛ آيا مسأله اينگونه است ؟ ! آيا در اين صورت جبر به وجود نمىآيد ؟ !
پاسخ :
خير ، چنين نيست !
« إرادَهءُ الخير و إرادَهءُ الشَّر
» ؛ نفس ارادهء تكوينى خداوند تبارك
اخلاق فاضل (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٤