تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
تو مكَن شاخش چو مرد اندر خرى * گاو خيزد با سه شاخ از محشرش « 1 »
دريغا و دردا ! اين مشكل هميشگى بشر بوده است ، كه اين جفا را دربارهء اولياى الهى و بندگانِ پاك خداوند روا داشته است . نور را با ظلمت ، عدل را با جور ، و خَرمُهْره را با دُرّ برابر كرده است ؛
« آه آه از دست صرّافانِ گوهر ناشناس * هر زمان خر مهره را با دُرّ برابر مىكنند »
بزرگمردى را كه فرمود : ما پروردهء خداييم و مردم ، پرورده‌هاى مايند ؛ « انَّا صنَائِعُ رَبِّنَا وَالنَّاسُ بَعْدُ صَنائِعٌ لَنَا » ، « 2 » با آن شخصِ از فطرت برگشته و مسخ شده و آن جسم كج‌انديش ؛ « الشَّخصُ المعكوسُ وَالجِسمُ المَرْكُوسُ » « 3 » قياس مىكنند . البته كمى داناتر و مهذَّب‌ترش مىدانند ، و يا با ديگرانش مىسنجند ! و او خود دردمندانه ، فرمود : فَيَا لَلَّهِ وَلِلشَّورَى ! مَتى اعْتَرَضَ الرَّيبُ فِيَّ مَعَ الأوَّلِ مِنْهُم ، حَتّى صِرْتُ اقْرَنُ الَى هذِهِ النَّظَائِرِ . « 4 » پناه بر خدا از اين شورا ! در كدام زمان بود كه در مقايسهء من با نخستين آنان ( ابوبكر ، و برترىِ من بر او ) شكّ و ترديد وجود داشته باشد ، تا چه رسد به اين‌كه مرا همسنگ امثال اين‌ها ( اعضاى شورا ) قرار دهند ؟ ! چگونه رواست كه آدمى ديدهء خرد فرو بندد و همهء فضايل انسانى را ناديده انگارد و ناسزاوار ، دانايانِ راستين قرآن ، و وارثانِ حقيقىِ آورندهء آن و مشعل‌هاى
هامش
( 1 ) . كلّيات شمس ، غزل 1255 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهء 28 . ( 3 ) . همان ، نامهء 45 . ( 4 ) . همان ، خطبه 3 .
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 58 | الشيخ فاضل اللنكراني / الشيخ شهاب الدين الإشراقي