اگر گزارده نمىشد ، گويى همهء زحمتها و مشقّتها كه در راهِ دعوت به توحيد و اعتلاى اسلام كشيده شده بود ، بر باد مىرفت : « وَ ان لَمتَفْعَل فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » .
از اين رو ، بر اين باورم ، كه ناگفتهها دربارهء غدير بسيارند و آن چه گفته شده است ، اندكى است از بسيار . و سزاوار است كه مراكز پژوهشىِ كارآمد ، آن ناگفتهها را به دور از هر گونه گرايش سياسى ، بازگو كنند .
قِصّهء شگفتِ غدير ، همواره بايد بازگو شود ؛ دوباره و دوباره ؛ همچنان كه قرآن به تكرار و با گذشت زمان ، لازم است به وسيلهء عالمان دينى ؛ آنها كه افزون بر مايههاى علمىِ تفسيرى زمانهء خود را نيز ، مىشناسند ، تفسير شود . تكرار مباحث مربوط به غدير و رسالتِ آن در حيات جمعى مسلمانان نيز ، يك ضرورت اجتنابناپذير است ؛ چرا كه آن چه پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير به فرمان خداوند ، با مسلمانان مطرح كرد ، صرفاً يك توصيه و يك پيشنهاد نبود . پيشنهاد و توصيه ، آن همه تمهيدات نمىخواهد و آن چنان تهديدِ مردافكن را نمىطلبد ، با آن همه خطر كردن و خوف فتنه در سر داشتن :
« وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الْكفِرِينَ » . « 1 »
و خداوند تو را از [ فتنه و گزند ] مردم نگاه مىدارد ، همانا خداوند گروه كافران را راه ننمايد .
ضرورت وجود امام در هر عصر و روزگار
اماميّه با استناد به قرآن و سنّت ، از اين باورِ قرآنى و انسانى دفاع مىكند ، كه در ميان جامعهء انسانى وجودِ امامى كه حافظ و نگهبان دين از تحريفات و
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 67 .