فصل شانزدهم : جِرجير
16 / 1 آنچه در نكوهش جرجير روايت شده
1648 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من ، جِرجير « 1 » را خوش نمىدارم و گويا درخت آن را مىنگرم كه در دوزخ ، روييده است . هيچ كس پس از گزاردن نماز عشا ، درون را از آن پُر نمىسازد ، مگر اين كه آن شب را در حالى به خواب مىرود كه جانِ او تا صبح با جذام ، دست و پنجه نرم مىكند .
1649 . امام باقر عليه السلام : جرجير ، درختى بر درِ دوزخ است .
1650 . امام صادق عليه السلام : سهم بنى اميّه از سبزىها ، جرجير است .
هامش
( 1 ) جِرجير ، گياهى است كه بر آب مىرويد ، داراى برگهاى بريدهبريده و ساقه سفيد است و نوعى از آن ، دشتى و نوع ديگر ، بستانى ( باغى ) است ( القانون فى الطبّ : ص 56 ) .
گياهى است داراى گلهاى سفيد ريز و برگهاى مركّب و سبز پُررنگ . در خشكى ، در مناطق معتدل اروپا و آسيا در نزديك چشمهها و آبگيرها مىرويد . در سالاد از آن استفاده مىشود و به آن ، مزهاى لذيذ مىدهد ( المنجد : ص 84 ) .
علّامه مجلسى مىگويد : آنچه از كتابهاى بيشتر اطبّا برمىآيد ، اين است كه آنچه در فارس به نام ترهتيزك [ يا شاهى ] شناخته شده ، همان « جِرجير » عربى نيست ؛ بلكه « رشاد » عربى است . ابن بيطار گويد : « جرجير ، داراى دو نوع است : بستانى ( باغى ) و دشتى ، و هر يك از آنها نيز براى خود ، دو نوع دارد . يكى از دو نوع جرجير بستانى ، داراى برگهاى پهن و پستهاىرنگ است ، تندىِ كمترى دارد و نرم و خوشبو است ؛ امّا نوع ديگر آن ، داراى برگهاى نازك است و طعم بسيار تندى دارد » .
[ بديعى ] در الاختيارات گفته است : « جرجير ، داراى دو نوع : دشتى و باغى است . جرجير دشتى را ايهقان ، و جرجيرِ باغى را در زبان فارسى ، گيگر گويند . جرجيرِ دشتى را خردل بَرّى هم مىگويند و از بذر آن ، به جاى خردل استفاده مىكنند » . همو گفته است : « رشاد ، همان حُرفِ عربى است كه در فارسى ، آن را سپندان و ترهتيزك نيز مىگويند » ( بحار الأنوار : ج 66 ص 238 ) .